کارهایی که میخوام بکنم این هست نگین
میخوام امروز با عروسکهای انگشتیش همین حوادث رو بازنمایی کنم. همین قصه ای که میگی. چون برای کشف علت ترس شبنه و وابستگی شدید که تابستان بهم پیدا کرده بود همین کار رو کردم و نمیدونی چقدر راحت حرف زد .
و میخوام فردا یک باکس شکلات بدم ببره مهد و به دوستاش و مربیهاش تعارف کنه.
و قصد دارم با مربیش صحبت کنم و بگم توی کلاس به هیوا مسوولیت بده برای هر کاری که فکر میکنه و سعی کنه کمتر تنبیهش کنه چون هیوا 5 سالشه بچه نیست و خیلی ناراحت میشه.