۶٫۷k

هدف

شاهرخ .
کاربر فعال | ۱۷۰ | ۵۴۳ | ۳۰ شهریور ۱۳۹۳
مهم‌ترین عامل در کسب هر موفقیتی، تدوین و مشخص کردن دقیق اهداف است. هدف‌گذاری مهم‌ترین عامل حرکت و خلق آینده است، در واقع این اهداف هستند که مقصد و مسیر زندگی فردی و سازمانی را مشخص می‌کنند. هدف‌گذاری مانند این است که شما برای آینده خود جاده‌ای ترسیم کنید. باید توجه داشت که تلاشی به بار خواهد نشست که بر اساس هدفی باشد وگرنه اگر هدفی مشخص وجود نداشته باشد تمام تلاش‌های ما مانند پرتاب تیری در تاریکی است که هیچ‌گاه به هدف نزدیک هم نخواهد شد.



نداشتن هدف یکی از بزرگ‌ترین دلایل شکست افراد و سازمان‌های بزرگ تجاری ست. بعضی افراد به اشتباه فکر می‌کنند همین که آرزویی در سر دارند به این معناست که زندگی آن‌ها هدفمند و دارای مسیری روشن و مشخص است اما این‌طور نیست تا زمانی که این آرزو را تنها در سر دارید و آن را بر روی کاغذ ننوشته‌اید تنها رؤیایی زیبا در سرزمین خیال‌های شماست. بعد از اینکه آرزوهای خود را نوشتید قابل لمس خواهند شد و می‌توان آن را به عنوان یک هدف در نظر گرفت.



اکثر نویسندگان نامی در حوزه روانشناسی موفقیت از هدف‌گذاری به عنوان یکی از ارکان اصلی موفقیت و رسیدن به سعادت و کامیابی در زندگی یاد می‌کنند بنابراین دانستن اصول آن یکی از ملزومات زندگی امروزی ست.



اصول اساسی هدف‌گذاری را می‌توان در یک کلمه کلیدی به خاطر سپرد تا در مواقع لزوم بتوانیم سریعاً به آن مراجعه کنیم و در تعیین اهداف خود از آن استفاده کنیم. این کلمه جادویی لغت SMART در زبان انگلیسی است که هر کدام از حروف آن به یکی از ویژگی‌های هدف‌گذاری خوب اشاره می‌کند:



حرف S:



هدف باید Specific باشد، یعنی دقیقاً بدانی که در زندگی فردی و اجتماعی چه می‌خواهی.



حرف M:



هدف باید Measurable، یعنی قابل اندازه‌گیری باشد. نباید هیچ چیز مبهم یا نامشخصی در هدف‌گذاری شما وجود داشته باشد.



حرف A:



هدف شما باید Achievable یا قابل دسترس باشد. به عنوان مثال اگر درآمد امروز شما نهایتاً یک میلیون تومان در ماه است نگویید می‌خواهم تا آخر سال یک میلیارد تومان پول پس‌انداز کنم زیرا مغز شما نمی‌تواند این هدف را باور کند. بهتر است اهداف خود را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کنید و با تکمیل هر مرحله به هدف نهایی نزدیک‌تر شوید.



حرف R:



یعنی Responsible باشید، یعنی مسئولیت ۱۰۰% زندگی خود را بپذیرید و بدانید که تنها خودتان مسئول کارهایتان هستید نه هیچ کس دیگر.



حرف T:



این حرف به Time اشاره می‌کند یعنی باید برای رسیدن به هر کدام از اهدافتان مهلت خاصی را تعیین کنید. زمان آغاز و پایان فرآیند رسیدن به هدف خود را مشخص کنید.



این کلمه جادویی را برای همیشه به خاطر بسپارید و برای رسیدن به اهداف خود از آن استفاده کنید. امروز و فردا نکنید، به خدا توکل کنید و از همین لحظه برای ساختن زندگی موفق و زیبا تلاش کنید.



نظر شما چیست؟ چه عوامل دیگری در تعیین اهداف اهمیت دارند؟ آیا شما از روش خاصی برای هدف‌گذاری استفاده می‌کنید؟



لطفاً نظرات و تجربیات خود را با ما در میان بگذارید.


نگین ملکی
کاربر فعال | ۳۶۶ | ۱٫۲k | ۳۰ شهریور ۱۳۹۳
شاهرخ .
کاربر فعال | ۱۷۰ | ۵۴۳ | ۳۱ شهریور ۱۳۹۳
ویژگی‌های هدف
هدف با آرزو تفاوت دارد. آرزو یعنی رسیدن به چیزی که آن را نداریم. ولی هدف یعنی آشکار کردن آنچه که داریم ولی هنوز ناپیداست. معمولا هدف با آرزو اشتباه ‌گرفته می‌شود. آرزو، ما را از واقعیت دور می‌کند و به توهم می‌کشاند و ذهن را اسیر و آشفته خود می‌کند. بنابراین بهتر است که از آن اجتناب شود. هر کدام از ما گنج‌های بی‌شماری در درونش دارد که لازم است که این گنج‌ها را استخراج و آشکار کند. گنج‌هایی همچون دانایی ، مهربانی ، آرامش ، اقتدار ، پاکی ، اخلاق نیکو ، حیاء و ....

این گنج‌ها که همگی حالتی کیفی دارند، می‌توانند با توجه شرایطی که در آن آشکار می‌شوند، تبدیل به نتایج و ثمرات عینی ‌شوند. برای مثال، آن‌کس که دانایی خویش را آشکار ‌کند، معلمی خواهد شد که تعالیمی را ارائه می‌دهد و شاگردانی را تربیت می‌کند تا این تعالیم را پاسداری کنند. آن‌کس که اقتدار خویش را آشکار کند، رهبری خواهد شد که یارانش را در راه رسیدن به هدف‌شان یاری می‌کند و به همین ترتیب همه گنج‌ها، دستاوردهای عینی و ملموس خواهند داشت.
شاهرخ .
کاربر فعال | ۱۷۰ | ۵۴۳ | ۳۱ شهریور ۱۳۹۳
ضرورت داشتن هدف
انتخاب هدف ، یکی از ضرورت‌های زندگی است که اگر آگاهانه انجام نشود، نا‌آگاهانه صورت خواهد گرفت. یکی از ضرورت‌های انتخاب هدف ، این است که تمرکز ذهنی را به همراه خواهد داشت. داشتن ذهنی متمرکز ، یکی از شرط‌های لازم برای موفقیت است. یک ذهن متمرکز قدرت تفکر و خلاقیت دارد و پر از انرژی است، بنابراین می‌تواند در مسایل کنکاش کند و اعماق آنها را ببیند. نقطه روبروی ذهن متمرکز ، یک ذهن آشفته است. با یک ذهن آشفته نمی‌توانیم کاری از پیش ببریم و تمام انرژی‌مان صرف کارهای بیهوده می‌شود.
شاهرخ .
کاربر فعال | ۱۷۰ | ۵۴۳ | ۳۱ شهریور ۱۳۹۳
دلایل عدم موفقیت با یک ذهن آشفته
یک ذهن آشفته ، لبریز از ایده‌های گوناگون است که ممکن است با یکدیگر متضاد باشند. بنابراین پرداختن به یک ایده ، دیگری را خنثی می‌کند و هر دستاورد ، دستاورد دیگری را از بین می‌برد.

در یک ذهن آشفته ، یک خط فکری به صورت ممتد جریان ندارد. یک فکر می‌آید و بعد توسط فکری دیگر قطع می‌شود و پس از مدتی که شخص از مسیر اصلی فکری خود ، منحرف شد، به یاد می‌آورد و مجددا ذهنش را روی موضوع متمرکز می‌کند. برای رسیدن به گنج ، لازم است که زمین را تا رسیدن به آن حفر کنیم. کسی که ذهنی آشفته دارد، همانند جوینده‌ای است که پس از کندن چند وجب از خاک ، نقطه دیگری نظرش را جلب کرده و جهت کندن آنجا ، از کارش دست می‌کشد.

در یک ذهن آشفته ، ارزش‌ها مرتب عوض می‌شوند، زیرا حاصل تجربه و فراست نبوده‌اند. شخص با یک ایده روبرو شده و آن را به عنوان ارزش می‌پذیرد. سپس با ایده دیگری روبرو می‌شود و آن را به عنوان ارزش جدید می‌پذیرد.

در یک ذهن آشفته، شخص نمی‌تواند از کارهایش دفاع کند، زیرا آنها را با معیار و دلیل محکم و روشن ، انتخاب نکرده است.

کسی که یک ذهن آشفته دارد، ثبات شخصیت ندارد، بنابراین محیط بر او تاثیر می‌گذارد. با از دست دادن یک چیز کوچک ناراحت و اندوهگین می‌شود و با بدست آوردن یک چیز کوچک غرق شادی می‌شود. هیجانی است و احساساتش کاذب می‌باشد.

از یک ذهن آشفته ، عمل نمی‌بینیم. بلکه یک‌سری ایده است که معمولا تا عملی ‌شدن فاصله زیادی دارند و امکان رسیدن به آنها نیست.

کسی که ذهنی آشفته دارد، قدرت اراده ندارد. داشتن اراده ، نیازمند ثبات است. تا زمانی به عهد خود پایبند می‌مانیم که اصل آن را پذیرفته باشیم و آن اصل، برایمان مهم و با ارزش باشد. وقتی که شخص ، قدرت ثبات را از دست داد، دیگر نمی‌تواند برسر عهد خود باقی بماند.

کسی که دارای ذهنی آشفته است، توان تصمیم‌گیری ندارد و دائما از محیط و دیگران تأثیرپذیر است و در برابر آنچه به او عرضه می‌شود از جمله تبلیغات، مغلوبه است.

یک ذهن مشوش ، نمی‌تواند انرژی‌هایش را حفظ کند بنابراین زود خسته می‌شود و با رسیدن به اولین نتایج و محصولات دست از کار می‌کشد و یا این ‌که نمی‌تواند خطاهای کار خود را پیدا کند، بنابراین دائما این خطاها را تکرار می‌کند.

کسی که دارای ذهنی آشفته است، در برابر مسایل، قدرت انتخاب و انعطاف را از دست می‌دهد.
ثنا
کاربر فعال | ۳۱ | ۱۰۲ | ۲ مهر ۱۳۹۳
anahita ghafouri
کاربر فعال | ۹۶ | ۲۰۹ | ۱۱ آبان ۱۳۹۳
تفسیر بسیار خوبی ممنون آقای شاهرخ
شاهرخ .
کاربر فعال | ۱۷۰ | ۵۴۳ | ۱۹ آبان ۱۳۹۳
ممنونم
البته من این مقاله را از جایی برداشتم و نوشته خودم نیست
اما در هر صورت از توجه شما سپاسگزارم

مدرسه یاب، جستجوی مدارس

در حال بارگذاری...

برای نظردهی، کلیک کنید