
علیرضا مسگری :
سلام .
واقعا رفتار نا به جایی بوده . مدرسه رفتن و صحبت با مدیر و معلم کار خوبیه . ولی نباید صحبت از عذرخواهی معلم از پسرتون ، اون هم جلوی بقیه بچه ها بکنبد . نه به صلاح پسرتونه و نه معلم و نه اینکه اصلا چنین موضوعی امکان پذیره .
با مدیر مدرسه صحبت کنید و خیلی دوستانه از ایشون بخواهید که نظارت بیشتری در مورد معلم ها داشته باشن . با معلم ریاضی هم صحبت کنید و از ایشون بخواهید که دلایل اینکه چنین حرفی رو زدند رو بگن و بگید که ناراحتید از این موضوع . گلایه کنید و محترمانه و دوستانه . ار معلم فرزندتون بخواهید که به پسرتون کمک کنه و هواشو سر کلاس داشته باشه . اینجوری بیشتر به فرزندتون کمک میشه تا اینکه بخواهید با این معلم برخورد کنید . من حال شما رو می فهمم ولی باید برخورد و رفتار شما به گونه ای باشه که به فرزندتون کمک بشه .
اگر پسرتون خدای نکرده به خاطر این رفتار معلم ، از درس ریاضی بدش بیاد و یا حس کنه که واقعا " در آینده هیچی نمیشه " ، جمع و جور کردن کار خیلی سخت میشه . در دوران راهنمایی و اوایل دبیرستان مسایل روحی و روانی خیلی خیلی مهم هستند .
اگر مدرسه پسرتون مشاور خوبی داره و پسرتون باهاش تونسته که ارتباط بگیره ، حتما از ایشون کمک بگیرید . پسر شما در حال حاضر بیشتر از معلم خصوصی ، به یه مشاور احتیاج داره که اونو راه بیاندازه و روحیه اش رو درست کنه .
زیاد هم نگران نباشد و حرص نخورید !
راستی من زیاد کار شما رو در ارتباط با حل مسایل ریاضی و ریاضی خوندن خودتون ، تایید نمی کنم ! من تجربیات خوبی در این زمینه ندارم .
بعدا یه خاطره در این مورد خواهم گفت .

ممنون آقای مسگری من قبل از اینکه برم مدرسه راهنمایی های شمارو دیدم اما اونروز دیگه نتونستم ازتون تشکر کنم. من به توصیه شما عمل کردم الانم مدام پیگیرم که معلم مربوطه رفتار درستی با پسرم داشته باشه و دیگه اون جریانا تکرار نشه . روزی که رفتم مدرسه واقعا خودمو کنترل کردم که آرامش داشته باشم وگرنه مثل یک زودپز در حال انفجار بودم
راستش پسرم با مشاور مدرسه راحت نیست . اوایل میامد و می گفت مامان یک مشاور خوبی داریم و میاد برامون صحبت می کنه و حرف مارو می فهمه و ... اما یکم که از سال گذشت اومد گفت مشاورشون مشاور نیست بیشتر یه جاسوسه که از دهن بچه ها حرف میکشه !!
شاید واقعا این طور نباشه اما متاسفانه مشاورای مدارس به جز مشاوره تحصیلی کمک دیگه از نظر روحی مخصوصا به بچه ها نمی تونن بکنن و بچه ها بهشون بی اعتمادن
خیلی کنجکاوم که خاطره ای که می گفتیدو تعریف کنید