۱۲۹٫۲k
 

یادآوری نکته های مهم برای مامانای مهربون

آسیه معصومی
کاربر فعال | ۱۱۴ | ۳۰۶ | ۲۱ شهریور ۱۳۹۱
بچه ها مامانای سر حال و شاااد و با انرژی مثبت می خوان...بررسیها نشان داده که افسردگی مادران به مراتب بیشتر از پدران بر فرزندان موثر است و استرس و ناراحتی مادر حتی ممکن است سالها در فرزندان نهفته باشد اما در دوران نوجوانی یا جوانی خود را به شکل افسردگی نشان دهد.
پس خیلی باید مراقب خودمون و روحیات و اعصابمون باشیم.
بیاید اینجا راهکارهای خوبی که بلدیم و یا تجربشو داریم رو به هم بگیم

مامان نی نی ها
کاربر فعال | ۶ | ۱۲ | ۲۲ تیر ۱۳۹۳
 18روش‌ را براي رسيدن به آرامش برايتان پيدا کرد‌ه‌ايم.



خوراکي‌ها و نوشيدني‌ها

چاي سبز: به جاي اينکه از عصبانيت بنفش شويد، بهتر است با نوشيدن يک فنجان چاي گياهي، سبز شويد. چاي سبز منبع ليتينين است؛ ماده‌اي که به آرامش و تسکين خشم کمک مي‌کند. اين‌بار که عصباني شديد، کمي آب بجوشانيد، چاي سبز دم‌کنيد و از نوشيدن آن لذت ببريد.



شکلات: فقط يک تکه شکلات مي‌تواند اعصاب شما را تا حد زيادي آرام کند! شکلات تلخ سطح کورتيزول يا همان هورمون استرس را در خون شما تنظيم مي‌کند و متابوليسم بدن را ثابت نگه‌مي‌دارد.



عسل: شيريني را جايگزين استرس کنيد و يک قاشق عسل بخوريد. عسل علاوه بر اينکه مرطوب‌کننده طبيعي پوست و آنتي‌بيوتيک است، تورم مغز را هم کاهش مي‌دهد و به کاهش رخوت و اضطراب کمک مي?کند.



انبه: يک سفر استوايي را بدون ترک کردن ميزکارتان تجربه کنيد! از يک استراحت 5 دقيقه‌اي براي پوست کندن و خوردن يک انبه آب‌دار استفاده کنيد که به کاهش استرس و خشم هم کمک مي‌کند. نگران ريختن آب آن روي لباس و چانه‌تان نباشيد چون قطعا کاهش استرس و رسيدن به آرامش ارزشش را دارد.



آدامس: نعنايي، ميوه‌اي يا هر طعم ديگري که دوست داريد. جويدن آدامس يک راه سريع و آسان براي مبارزه با خشم است. پس از چند لحظه جويدن آدامس، سطح کورتيزول خون و عصبانيتتان کاهش پيدا مي‌کند.



خوراکي ترد: گاهي‌وقت‌ها هيچ‌چيز بهتر از خوردن يک خوراکي ترد نمي‌تواند خشم را کاهش دهد. نتايج تحقيقات نشان مي‌دهد آدم‌هاي بزرگسال هنگام خشم يا استرس بيشتر از هميشه هوس خوراکي?هاي ترد يا شور مي‌کنند. البته با توجه به مضرات اين خوراکي ها بهتر است از خوراکي هايي مانند خيار، کاهو و کرفس يا هويچ استفاده کرد.



آرامش درون

تمرکز: نيازي نيست به ميان دشت‌ها و کوه‌ها برويد. 5 دقيقه سکوت و آرامش مي‌تواند همان مزاياي مديتيشن را داشته باشد. شواهدي وجود دارد که نشان مي‌دهد اختصاص دادن دو زمان کوتاه براي آرامش و سکوت در طول روز مي‌تواند افسردگي و استرس را کاهش دهد. روي تنفستان تمرکز و احساس کنيد همه اضطراب‌ها از وجودتان خارج مي‌شوند.



سر گذاشتن روي بالش يا کوسن: روزهايي هست که تنها چيزي که ما نياز داريم، يک چرت نيمروزي خوب و طولاني است اما هيچ‌وقت امکان چرت زدن وسط روز و در محيط کار وجود ندارد. اگر يک بالش پيدا کرديد، آماده سفري کوتاه براي آرام شدن شويد. علاوه بر اين، مي‌توانيد از اين تصوير ذهني استفاده کنيد؛ سرتان را براي مدت کوتاهي زمين بگذاريد و حس کنيد بالش، اسفنجي است که تمام اضطراب‌هاي شما را مي‌شويد و از بين مي‌برد.



نفس عميق کشيدن: راه آسان‌تري هم براي آرام شدن وجود دارد؟ نفس‌هاي آرام، شمرده و عميق به کاهش فشارخون و ضربان قلب کمک مي‌کند. سعي کنيد روش‌هاي مختلفي را براي عميق نفس کشيدن امتحان کنيد.



ريلکس‌کردن پيشرفته: مضطرب هستيد؟ فقط کافي است ياد بگيريد؛ انقباض، رها کردن و تکرار! اين روش شامل فشرده کردن ماهيچه‌هاي قسمتي از بدن براي رسيدن به وضعيت آرامش است. اين روش را که هنرپيشه‌ها هم استفاده مي‌كنند براي به خواب رفتن هم مناسب است.



شمارش معکوس: نه، اين يک تست هوش نيست اما راهي مناسب براي آرام شدن محسوب مي‌شود. وقتي نگراني‌هايتان بيش از حد شدند، سعي کنيد از 1 تا 10 بشماريد و سپس شروع به شمارش معکوس کنيد. وقتي مشغول شمردن و تمرکز کردن روي اعداد هستيد، فکر مصاحبه‌هاي کاري و مشغله‌هاي ديگر کمرنگ‌تر مي‌شوند.



بستن چشم‌ها: کافي است در شلوغي و هياهوي روزمره چند دقيقه پلک‌هايتان را روي هم بگذاريد. اين کار يکي از روش‌هاي بسيار آسان براي به دست آوردن آرامش و تمرکز است.



ماساژ: وقتي امکانش را نداريد که پيش ماساژور حرفه‌اي برويد، مي‌توانيد براي آرام کردن ضربان قلبتان با دست خودتان، پا يا گردن خود را ماساژ دهيد. همچنين ماساژ براي افرادي که زماني زيادي را صرف کارکردن با کيبورد مي‌کنند هم کمک خوبي است. مقداري لوسيون به دست‌هايتان بماليد و ماهيچه‌هاي شانه، گردن و سر خود را ماساژ دهيد تا استرستان کاهش يابد.



آب سرد ريختن روي مچ دست: سراغ آب خنک برويد. وقتي استرس و اضطراب سراغتان آمد، مقداري آب خنک روي مچ دستتان بريزيد و کمي هم به پشت لاله گوشتان بزنيد. اين کار کمک مي‌کند در تمام بدنتان احساس آرامش کنيد.



شانه کردن موها: باور کنيد! حتي اگر تا همين حالا 100 بار اين کار را انجام داده‌ايد، باز هم با ريتم‌هاي ديگر آن را تکرار کنيد. شانه کردن موها، شستن ظرف‌ها و بافتني مي‌تواند به آرامش روان و جسم کمک کند.



محيط جديد

تنهايي: بعضي افراد فقط به 5 دقيقه زمان براي تنها ماندن نياز دارند تا بتوانند افکارشان را مرتب و آرامش پيدا کنند.



دريافتن خورشيد: اين هم از آفتاب و به همين راحتي کمي از نگراني‌هاي شما برطرف شد! اگر يک روز آفتابي است، بيرون برويد، کمي قدم بزنيد و از آفتاب بهره بگيريد. نور آفتاب براي افرادي که از افسردگي رنج مي‌برند، موهبت بزرگي است.



تماشاي منظره بيرون: قرار نيست منزل روبرويي را ديد بزنيد يا در رفت و آمدهاي توي خيابان كنجكاوي کنيد. وقتي اوضاع کمي پيچيده شد، کار را فقط براي 5 دقيقه رها کنيد و از پنجره نگاهي به بيرون بيندازيد. نگاه کردن به مناظر طبيعي مانند درخت‌ها، پارک‌هاي عمومي و رفت و آمد مردم خيلي بيشتر از نگاه کردن به تلويزيون مي‌تواند فکر شما را آرام كند و اضطرابتان را کاهش دهد.



اين بوهاي آرامبخش

«من؟ استرس؟ چي مي‌گي؟! ها ها ها» خنده يکي از راه‌هاي عالي براي مبارزه با استرس است. يک کتاب پر از لطيفه‌هاي خنده‌دار کنار دستتان داشته باشيد يا حتي سري به سايت‌هايي که کليپ‌هاي خنده‌دار دارند، بزنيد. اما تنها خنده نيست که دواي استرس و اضطراب است بلکه گاهي بوها هم در اين زمينه جادو مي?کنند.بايستيد و بو کنيد! برخي بوها مي‌توانند حالات و احساسات منفي درون ما را تغيير دهند. حتما شما هم موافقيد که عصباني بودن آن هم وقتي مشغول بو کردن گلي هستيد، کار خيلي سخت و دشواري است. يک گلدان پر از گل‌هاي محبوبتان را نزديک ميز کار قرار دهيد و هرگاه احساس خستگي کرديد سراغ آنها برويد و با لذت بويشان کنيد.



کرم‌هاي خوشبو استفاده کنيد. فقط چند ثانيه طول مي‌کشد تا مقداري لوسيون خوشبوي اسطوخودوس، برگ چاي يا هر گياه معطر و آرامش‌بخش ديگري را روي کف دستتان بريزيد و انگشت‌هايتان را به هم بماليد. اين بوي ملايم و لطيف مي‌تواند سطح استرس و نگراني شما را کاهش دهد.



همچنين بوييدن يک ليموي تازه مي‌تواند به کاهش ترشح هورمون‌هاي استرس در بدن کمک کند. بوي خوش قهوه را هم از دست ندهيد. همين حالا به آشپزخانه برويد و قهوه با شير درست کنيد و بوي خوشش را احساس کنيد چون بوي قهوه هم مي‌تواند به کاهش هورمون‌هاي استرس کمک کند.
محبوبه یزدیفرد
کاربر فعال | ۳۸ | ۱۴۸ | ۲۹ تیر ۱۳۹۳
هرگز با آدم نادان مجادله نکنید !
تماشاگران ممکن است نتوانند تفاوت بین شما را تشخیص دهند . . .
صدف .ع
کاربر فعال | ۷۲۱ | ۱٫۱k | ۲۵ مرداد ۱۳۹۳
من عاشق امروزم...

دیروز را که نمیتوانم جان دوباره ببخشم،

برای همیشه دیروزم گذشته است،

تمام شده است،

همه ناکامیها،شادیها،پیروزیهای دیروزم از بین رفته اند،

چه ناتوانم که نمیتوانم به دیروزم برگردم،

رفت که رفت همه ی گذشته ام،

اما امیدی هست،

از دیروزم درس می گیرم،

تا امروزم را بسازم،

من عاشق امروزم...

 امروز،همین حالا،این لحظه،

نمیگذارم فردا نگرانم کند،

شاید هیچ وقت فردایی نداشته باشم،

شادیها، موفقیتها،لبخندهای فردا نباید ذوق زده ام کند ، مشکلات، نا امیدیها و اشکهای فردا که از راه نرسیده تا نگرانش شوم،

من عاشق امروزم...

تنها هدیه خداوند، 

امروز بهترین لباسم را میپوشم،

بهت

تا فرصت دارم هر چه دوستت دارم نگفته دارم را خرج می کنم.

از بوییدن گلها خود را سر مست میکنم،

بهترین خویشتن خویش را عرضه میکنم،

والاترین اخلاقم،استعدادم،شکوهم...

تقدیم میکنم با عشق 

به خانواده ام،دوستانم، همکارانم...

من عاشق امروزم...

چقدر کار برای امروز دارم، 

باید امروزم را زندگی کنم..


یادآوری نکته های مهم برای مامانای مهربون
صدف .ع
کاربر فعال | ۷۲۱ | ۱٫۱k | ۲۶ مرداد ۱۳۹۳
اسکندر قبل از حمله به ایران مستأصل بود.
ازخودمی پرسیدکه چگونه برمردمی که ازمردم من بیشتر می فهمندحکومت کنم؟

یکی از مشاوران می گوید:کتاب هایشان را بسوزان...
خردمندانشان را بکش ...
و دستور بده به زنان و کودکانشان تجاوز کنند».

اما یکی دیگر از مشاوران پاسخ داد:نیازی به چنین کاری نیست.
از میان مردم آنها را که نمی فهمند به کارهای بزرگ بگمار...
آنها که می فهمندبه کارهای پست بگمار...

نفهم ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود...
فهمیده هایا به سرزمین های دیگر کوچ می کنند یا خسته وسرخورده،عمر خود را تا لحظه مرگ در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد
آسیه معصومی
کاربر فعال | ۱۱۴ | ۳۰۶ | ۲۸ مرداد ۱۳۹۳
اینکه به گذشته خود نگاه کنید اشکالی ندارد

اشکال وقتیست که به آن زُل بزنید . . .



آسیه معصومی
کاربر فعال | ۱۱۴ | ۳۰۶ | ۲۹ شهریور ۱۳۹۳
نصيحت كردن، تصميم گيري براي ديگران و .... وظيفه ما نيست.
وظيفه آنها هم توصيه به ما نيست.
اعتماد كردن به خوبشتن هديه گرانبهايي است كه مي توانيم ارزاني خود كنيم.

"امروز به خاطر مي سپارم كه مي توانم صلاح خود را تشخيص دهم. پروردگارا ، به من كمك كن تا اين استعداد خداداد را به رسميت بشناسم".
محبوبه یزدیفرد
کاربر فعال | ۳۸ | ۱۴۸ | ۸ مهر ۱۳۹۳
دوش آب سرد دارای چه فواید مفیدی می باشد؟
---------------------------------------------------------
دوش آب سرد دارای مزایای فراوانی برای تندرستی بدن انسان هست،از جمله:
بهبود در گردش خون،
از بین بردن افسردگی،
سلامت پوست و مو،
افزایش توان دفاعی بدن،
افزایش ترشح هورمون تستسترون،
افزایش نیروی باروری،
نشاط و انرژی..
صدف .ع
کاربر فعال | ۷۲۱ | ۱٫۱k | ۳۰ مهر ۱۳۹۳
شبی که بارون شدیدی می بارید،
" پرویز شاپور " از " احمد شاملو " پرسید : چرا اینقدر عجله داری؟!
شاملو گفت : می ترسم به آخرین اتوبوس نرسم.
شاپور گفت : من می رسونمت .
شاملو پرسید : مگه ماشین داری؟
شاپور گفت. : نه، اما چتر دارم!


" دوست واقعی کسی است که در لحظه ای که باید جای دیگر باشد، بخاطر شما در کنارتان باشد.

زندگیتون پر از دوستیهای واقعی...
آسیه معصومی
کاربر فعال | ۱۱۴ | ۳۰۶ | ۱۸ خرداد ۱۳۹۴
مهربان
کاربر فعال | ۱۴۴ | ۳۸۷ | ۲۵ خرداد ۱۳۹۴
روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند فضای منزل تان خالی از نقاشی های کودکانه خواهدشد دیگر اثری از شکلک های خندان بر روی دیوارهای خانه،حک کردن اسامی بر روی پارچه ی دسته ی مبل ها و طرح های لرزان انگشتی بر روی شیشه های بخار گرفته ی پنجره های خانه،وجودنخواهد داشت.
روزی هنگامی که فرزندان تان بزرگ شوند دیگر اثری از هسته های میوه ها در زیر تخت ها وجود نخواهدداشت.درآن روز می توانید مدادی را بر روی میز پیدا کنید و تکه غذایی داخل یخچال وجود خواهد داشت.
روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند می توانید برای خود غذاهای بخارپز یا پیاز سرخ شده به جای ساندویچ هات داگ یا همبرگر درست کنید.می توانید زیر نور شمع غذا بخورید بدون آنکه نگران دعوای فرزندان تان برای فوت کردن شمع ها باشید.
روزی هنگامی که فرزندان تان بزرگ شوند زندگی تان متفاوت خواهد شد.آنها آشیانه تان را ترک خواهند کرد و خانه تان آرام... ساکت... خالی و تنها خواهد شد.در آن زمان است که به جای چشم انتظاری برای فرارسیدن «روزی» ؛ دیروزها را مرور خواهید کرد... یعنی در ان روزها ؛ دلتنگ امروزتان خواهید شد...لذت امروز فراموشمان نشود
محمد صابری
کاربر فعال | ۱۲ | ۲۲ | ۲۱ تیر ۱۳۹۴
غذا دادن به بچه های بد غذا
موضوع : غذا دادن

پدر و مادر از صحنه غذاي كودك بايد كاملا بيرون بروند. درگير بازي هاي بچه ها نشيد. در مواردي استثنايي بد غذايي كودك موضوع وسواس و اضطراب است كه بايد اونها رو درمان كرد نه اينكه با غذاي كودك جنگيد. غذاي خوب و سالم و مورد علاقه فرزندتون رو درست كنيد خورد خورد نخورد نخورد اما اجازه نديد تنقلات و ميان وعده هاي غذايي كه كودك رو سير ميكنه بخوره.


كودك تا سه سالگي قرار نيست اداب غذا خوردن رو ياد بگيره و پدر و مادر قرار نيست در غذا خوردن كودك دخالتي كنند. غذاي خوبي كه درست مي دونيد رو جلوش بگذاريد ديگه به كي و چگونه خوردنش كاري نداشته باشيد.
كودك عادي در شرايط عادي مشكلي براي غذا خوردن نداره.

پدر و مادر از صحنه غذاي كودك بايد كاملا خارج شوند.

ما قرار نيست براي غذاي كودك تصميم بگيريم. جهاز هاضمه كودك مثل جهاز هاضمه حيوانات است. هيچ حيواني نياز به اموزش ندارد. بازي بخور نخور راه نياندازيد كه اين نياز طبيعي تبديل به موضوع رواني بشود.

مطالعات نشون داده بچه ها غذا ميخورند اگه والدين از صحنه بيرون بروند. بد غذاترين كودك اگه ازاد گذاشته شود ظرف يك هفته درست غذا خواهد خورد. از كودك بپرسيد غذا چي دوست داري و همونى كه دوست دارد ر به او بدهيد. به كودك فشار نياوريد.

بين يك تا سه سالگي براي كودك جنگ قدرت است. وارد بازي كودكتان نشويد. براي همين نود درصد چند سال اول زندگي كودك پرورش است و نه تربيت يعني هيچ كاري نكردن.

بد غذايي كودك يا اشكال تربيتي در كودك است يا دليل افسردگي، اضطراب يا وسواس در كودك است كه راه حل هيچ كدام از انها فشار اصرار تهديد و احيانا داد و تنبيه كه بسيار اسيب زننده ست نخواهد بود.
هيچ گاه كودك را مجبور به خوردن هيچ چيز جز دارو نكنيد.

كودك تا سه سالگي قرار نيست اداب غذا خوردن رو ياد بگيرد و پدر و مادر قرار نيست در غذا خوردن كودك دخالتي كنند. غذاي خوبي كه درست مي دانيد رو جلوش بگذاريد ديگر به كي و چگونه خوردنش كاري نداشته باشيد.

كودك عادي در شرايط عادي مشكلي براي غذا خوردن ندارد مگر انكه دستور پزشك چيز ديگري باشد.
محمد صابری
کاربر فعال | ۱۲ | ۲۲ | ۲۱ تیر ۱۳۹۴
بچه ای که می زنه باید جلوشو گرفت..چون خودش بیشتر آسیب می بینه و دچار احساس بدی نسبت به خودش میشه..اگه لازم می بینی..یه مدت بیرون رفتن دو نفره داشته باشین...
اما در خصوص مورد دوم به نظر میاد...لجبازی می کنه و باز هم حدس می زنم...به پسرتون بکن و نکن زیاد گفتین...بزارین یه جاهایی که آسیبی بهش نمی خوره..طبق میل خودش باشه...

اگر فرزندتون به حرفتون گوش نميده و مجبوريد بارها چيزيو ازش بخوايد و اخرش تنبيهش كنيد و داد بزنيد يعني اشكال تربيتي از شماست.
كودك به خاطر اسيبي كه خورده از خودش بدش مياد و ترجيح ميده با شما بجنگه و اخرش هم تنبيه بشه. بسياري از پدر مادرها تربيت رو با فرماندهي و زورگويي اشتباه ميگيرند. اين نگاه غلطه اشتباهه ويرانگره و باعث ميشه كودك بزركتر كه شد ارزوي مرگ كنه.

در موارد جزيي كه مشكل سلامتي و خطر جسمي براي كودكانمون ايجاد نميشه بگذاريد هميشه بچه ها تصميم گيرنده زندگيشون باشن، انتخاب غذا، خريد غذا از بيرون، جاي نشستن، انتخاب لباس و،،، ما با اين كار سه چيز رو به كودكمون ياد ميديم:

يك تو خوبي و حرف و كارت درسته

نظر و عقيده تو خوب و محترمه و با ارزش

وقتي ما در موارد جزيي و كم اهميت به حرف كودكمون گوش ميديم اونها در مسائل مهم با ما مشورت ميكنن و به ما توجه ميكنن.

اين احساس ازادي و راحتي به كودكانمون استقلال ميده فرصت رشد و انتخاب ميده اشتباه هم بكنن ازش ياد ميگيرن و مي اموزند زندگي لج و لجبازي نيست.

روزي كه من دو دفعه به خواسته هاي كوچك فرزندم گوش بدم حتي اگر اشتباه باشه احتمال انكه او كم كم توجهي به حرفاي من بكنه و من بتونم اونو براه بيارم به مراتب خيلي بهتر از لجبازيه.

كودكي كه جيغ ميزنه دو دليل براي اين كارش ميتونه وجود داشته باشه.
يا جيغ زدن رو از شما ياد گرفته. اگر شما در روز فقط يكبار جيغ بزنيد اون حتما ده بار جيغ ميزنه.

يا شما اهل بكن نكن و فرماندهي هستيد و او ياد گرفته با اين مانور به خواسته ش برسه.

كودكي كه با جيغ زدن توجه مادر رو به خودش جلب ميكنه در صورت تكرارش براي ٥٠ بار اين كار در وجودش كاشته ميشه.
سارینا اخوان
کاربر فعال | ۵۹ | ۱۲۹ | ۲۲ تیر ۱۳۹۴
merci besyar mofid boodan mataleb
آسیه معصومی
کاربر فعال | ۱۱۴ | ۳۰۶ | ۲۱ مرداد ۱۳۹۴
بازیهای کودکان زیر یک سال

زمان بازی با کودکتان فقط زمان بازی و سرگرمی نیست، بلکه زمان آموزش درسهای زندگی به کودکتان هم می باشد. تازه ترین تحقیقات حاکی از آن است که خلق و خو و عادات انسان از دوران جنینی و ۲ سال اول زندگی وی ناشی می شود و این نکته اهمیت آموزش و روش صحیح تربیت در سنین ابتدایی تولد کودک را نمایان می سازد.در این مقاله ما بازیهایی را به شما پیشنهاد می دهیم که علاوه بر سرگرم کردن کودکتان آموزشهایی را در جهت ایجاد خلاقیت و تقویت هوش و افزایش سطح هوشیاری کودک دلبند شما فراهم می آورد.

کجا رفت؟

یک توپ کوچک نرم انتخاب کنید، آن را در یک ظرف درپوش دار بگذارید. از بچه بپرسید توپ کجا رفت؟ او را تشویق کنید که در ظرف را باز کند و توپ بیرون بیفتد مثل جعبه هایی که دلقکی بیرون می پرد، بیرون افتادن توپ هم برای او جالب خواهد
بود. این بازی راهی است که به کودک می آموزد که چیزهایی که او نمی بیند ممکن است وجود داشته باشد. این بازی، آموزش ثبات هدف است.

وسایل آشپزخانه:

ظرفهای پلاستیکی یا ظروف ماست و یا کاسه های نشکن برای این بازی مناسب می باشد. از
این ظروف برای ایجاد یک برج استفاده کنید، به کودکتان کمک کنید که برج را بریزد، این فعالیت به او درس خواهد داد که نشانه گیری هدف را بیاموزد در حالی که ریزش و چیدن را هم یاد خواهد گرفت.

می توانم صدا را بشنوم:

راه دیگر برای تقویت مفهوم ثبات هدف به وسیله مخفی کردن یک اسباب بازی صدادار زیر پتو و یا حوله است. ابتدا اسباب بازی را به طور جزئی با پتو بپوشانید سپس صدای اسباب بازی را در بیاورید و او را تشویق کنید که اسباب بازی را پیدا
کند، دوباره اسباب بازی را پنهان کنید، البته این بار به صورت کامل، بازی را تکرار کنید، در صورت پیدا کردن اسباب بازی، کودکتان را تشویق کنید.

بازی آبی:

زمان حمام را به زمان اکتشاف و بازی تبدیل کنید. قاشق های پلاستیکی و آب پاش و کاسه های پلاستیکی را در وان کودکتان بگذارید، او با آنها ریزش آب را خواهد دید و از آنها لذت خواهد برد. تفریح دیگری هم می توان کرد، یک اسفنج را به
کودکتان بدهید اسفنج را خیس کنید، او از فشار دادن اسفنج و ریزش آب لذت می برد.

مامان خوابه!

نزدیک کودکتان بنشینید البته این کار بستگی به سن کودکتان دارد می توانید او را بخوابانید. به او بگویی که قصد دارید که بخوابید و چشمهایتان را ببندید بعد از چند ثانیه چشمهایتان را باز کنید و مشتاقانه به او سلام کنید یا زمان را به او بگویید مثلاً صبح بخیر یا عصر بخیر که او زمانها را هم درک کند.
دیدن چشمهای مامان که باز است و شنیدن صدای تبریکش معمولاً ایجاد خنده خواهد کرد بعد از چند دورِ، مکث خود را هنگام خواب بیشتر کنید احتمال هست که کودک حدود ۶ ماهتان و یا بیشتر شروع به جیغ زدن کند و یا حتی به صورت
شما ضربه بزند تا شما بیدار شوید!

بازی با برگها:

با کودکتانبه بیرون از خانه بروید، تنوعی از برگها را برای او جمع کنید، به او اجازه بدهید آنها را بلند کند و با دستانش بازرسی کند، بدیهی است که با نظارت شما. برخی از برگها را چروک کنید تا او آنها را بازرسی کند و عمل چروک کردن
را بیاموزد که این کار در برگهای خشک صدا هم خواهد داشت. با استفاده از یک برگ بزرگ بازی دالی موشه را با او انجام دهید.

بازی غلتکی:

کودکتان راروی زمین در مقابلتان بنشانید و یک ماشین اسباب بازی را روی زمین حرکت دهید او را تشویق کنید که بعد از شما این کار را انجام دهد سعی کنید که رفت و آمد ماشین را با او ادامه دهید. این کار جلو و عقب رفتن و چرخاندن و
حرکت اجسام را به او یاد خواهد داد.

نقاشی:

این بازی کمی کثیف کاری است اما برای کودکتان بسیار جالب خواهد بود. کودک ۸ تا ۱۲
ماهتان را روی صندلیش یا روی زمین بنشانید. در مقابل او یک برگه و چندین
غدای پوره ای رنگی که صاف شده است قرار دهید، او را تشویق کنید که با
دستانش نقاشی کند، خواهید دید که او شاهکار خواهد ساخت. می توانید غذاها را
در صورت اجازه پزشک بافت دار تهیه کنید(به دلیل در دهان بردن کودک) که
نقاشی او بافت دار باشد.

بافتهای متفاوت:

چندین موضوع بافت دار را به کودک ۱۰ تا ۱۲ ماهتان بدهید، مثلاً یک تکه مقوا،
روسری نرم، تکه های چمن و ماسه و ... حتماً تا انتهای بازی در کنار او
باشید و مراقب باشید چیزی را در دهانش نگذارد. همراه هم همه چیز را بازرسی
کنید، خواهید بفهمید که او از چه بافتی بیشتر خوشش خواهد آمد مخمل کبریتی
یا پشم گوسفند؟

بازی با رنگها:

برای کودک
۱۰ تا ۱۲ ماهتان اسباب بازی های رنگی و یا وسایل آشپزخانه رنگی تهیه کنید و
به او کمک کنید که اسباب بازیهای با رنگ مشابه را در کنار هم بگذارد.
مثلاً سیب قرمز و ماشین قرمز و توپ قرمز باید در یک طرف باشد. در این بازی
به او کمک می کنید که کم کم با رنگها آشنا شود
آسیه معصومی
کاربر فعال | ۱۱۴ | ۳۰۶ | ۲۱ مرداد ۱۳۹۴
از فرزندان خود یک قهرمان بسازید

گهگاه از فرزندان خود یک قهرمان بسازید، خواه در زمینه درس باشد یا در زمینه ورزش و یا در زمینه فعالیت های روزانه. کاری کنید که اعتماد به نفس پیدا کنند. آنها را با خود به مراسم عزاداری و ازدواج ببرید تا بیشتر خود را در بطن جامعه ببینند.

فرزندان خود را به مطالعه تشویق کنید

والدین باید از همان دوران کودکی برای فرزندان خود کتاب و مجله بخوانند و این باور را داشته باشند که فرزندانشان از این خواندن بهره می گیرند. با این کار دیری نمی گذرد که فرزندان شما، خود شروع به خواندن خواهند کرد. بنابراین سعی کنید برای فرزندان خود کتاب های جالب تدارک ببینید؛ درباره آنچه می خوانید با آنها صحبت کنید و با آنها درباره جنبه های مثبت و منفی آنچه می خوانید حرف بزنید. خواندن کتاب های خوب همیشه مقرون به صرفه است؛ این عادت را در فرزندان خود ایجاد کنید.

اشتباهات فرزندان خود را ببخشایید

اشتباهات بهترین دوستان انسان هستند. فرزندان خود را از شر منفی ها دور نگه دارید. دقیق و نورآور باشید اما کاری را که فرزندان شما باید بکنند به آنها دیکته نکنید؛ برخی از اشتباهات آنها را نادیده بگیرید و بگذارید آنها از اشتباهات خود درس بگیرند.

با فرزندان خود وقت صرف کنید

کمی دست از کار بکشید و فرصتی را صرف فرزندان خود کنید؛ فرزندان شما این از خودگذشتگی شما را می بینند و آن را هرگز فراموش نمی کنند؛ هر چه بیشتر به فرزندان خود برسید، از ناحیه آنها رضایت خاطر بیشتری پیدا می کنید؛ تنها خرج آنها را به دوش کشیدن کافی نیست. والدین باید با فرزند خود و به خاطر او، وقتی را به اتفاق بگذارنند؛ به اتفاق بازی کنند؛ برایش کتاب بخوانند؛ در انجام تکالیف مدرسه به او کمک کنند؛ از او درباره دوستانش بپرسند؛ زیاد حرف نزنند و گوش شنوا باشند تا دریچه های دل فرزند به روی شما گشوده شود.

از فرزندان خود در حضور دیگران انتقاد نکنید

از فرزندان خود به خصوص در حضور دیگران انتقاد نکنید، فریاد کشیدن بر سر آنها و یا مجازات کردن جسمانی فرزندان، از آنها انسانی حقیر و دلخور و سردرگم می سازد و بر سماجت آنها می افزاید. با فرزندان خود رفتاری ملایم بکنید؛ اگر می بینید که خشمگین شده اید، سکوت کنید یا از اتاق بیرون بروید و به فرزندان خود فرصت بدهید تا مسایلشان را خود حل و فصل کنند. هرگز از فرزندان خود انتظار غیرممکن نداشته باشید؛ انتظارات غیرواقع بینانه را کنار بگذارید. به یاد داشته باشید که فرزندان بیش از انتقاد به الگو و سرمشق نیاز دارند.

به فرزندان خود بیاموزید

از باختن درس بگیرند و از موفقیت لذت ببرند به فرزندان خود بیاموزید که یک برنده باادب باشد و یک بازنده سربلند. به آنها بیاموزید که مسئله مهم بردن نیست؛ شرکت کردن در مسابقات هم به همان اندازه مهم است. به آنها بیاموزید که شکست محدود و موقتی را بپذیرند اما هرگز امید بی انتها را از دست ندهند. با یک تبسم، یک کلمه تشویق آمیز و یک دست نوازش، تفاوت بردن و باختن را برای فرزندان خود رقم بزنید.

مقایسه نکنید

مقایسه کردن فرزندان با دیگر کودکان کار درستی نیست و سبب می شود تا فرزند شما اعتماد به نفسش را از دست بدهد بنابراین شکیبا باشید و به خاطر داشته باشید که با مقایسه کردن نمی توانید فرزندان خود را تغییر دهید. گاهی خود را به جای فرزندانتان قرار دهید گاهی لازم است که والدین خود را جای فرزندان خود قرار دهند تا خواسته های آنها را پاسخ گویند.
آسیه معصومی
کاربر فعال | ۱۱۴ | ۳۰۶ | ۲۱ مرداد ۱۳۹۴
روانشناسی کودکان، چه طور فرزندان راستگو تربیت کنیم؟

روانشناسی کودکان
هیچ پدر و مادری دوست ندارد فرزندش دروغگو باشد، ولی خیلی اوقات والدین به دلیل ندانستن اصول تربیت و روانشناسی کودکان ناخواسته باعث دروغگویی فرزندشان می شوند.
درغگویی میان کودکان ۴ تا ۵ سال همیشه رواج دارد اما می‌توان با قرار دادن کودکان در محیط خانواده راستگویی را به کودک آموخت
احمد میهنی روانشناس گفت: دروغگویی از نظر معنوی به معنای کتمان واقعیت است، در واقع فرد دروغگو از طریق شنونده را گمراه می سازد و خود را بیشتر نجات می‌دهد و بدینوسیله توجه دیگران را به خود جلب می‌کند
وی افزود: یکی از عوامل دروغگویی، ترس در کودکان است، معمولا دروغ گفتن یکی از رفتارهای متداول کودکان ۴ تا ۵ ساله است که از لحاظ اخلاقی با مشکل روبرو می‌شوند
دروغگویی یعنی اینکه شخص به قصد گول زدن دیگران خلاف واقعه را بیان می کند
وی اذعان داشت: گاهی والدین فرزندان خود را به دلیل انجام بعضی رفتارها مورد سرزنش قرار می‌دهند، اما توجه نمی‌کنند که خود آنها در ایجاد عادات و رفتارهای نامناسب فرزندانشان نقش موثری دارند
وی اظهار داشت: یکی از مهمترین عوامل پرورش راستگویی در کودکان محیط خانواده است معمولا این نوع از کودکان در این خانواده‌ها طبعا به راه درستی می‌روند و راستگو بار می‌آیند
با مهربانی و ملایمت صحبت کردن با فرزندان، هرگز کودک را با نام دروغگو صدا نزنید باعث دروغگویی کودک نشوید، مفهوم حقیقت را به کودک شناساندن از راه های راستگو شدن کودکان است
یلــــــــــــدا
کاربر فعال | ۱۰۴ | ۱۹۳ | ۲۸ مرداد ۱۳۹۴
اصل ۹۰ به ۱۰ چیست؟

این اصل می‌گوید،۱۰ درصد زندگی خارج از کنترل، ولی ۹۰ درصد آن تحت کنترل ماست و خوب یا بد بودن آن به عکس العمل ما مربوط می‌شود. تأخیر ساعت پرواز هواپیما، خراب شدن ماشین یا فوت یکی از نزدیکان مان دست ما نیست، ما روی این ۱۰ درصد کنترلی نداریم ولی ۹۰ درصد باقی متفاوت است!

نگذارید مردم روی زندگی شما تأثیر منفی بگذارند، هر عکس العملی می‌تواند بدترین شرایط را به بهترین شرایط تبدیل کند.

به عنوان مثال، سر میز صبحانه نشسته‌اید که یکدفعه دست دختر کوچکتان به لیوان چای می‌خورد و محتویات آن روی لباس شما می‌ریزد. چیزی که اتفاق افتاده ابداً تحت کنترل شما نبوده است. اما کاری که شما بعد از افتادن این اتفاق می‌کنید همه چیز را مشخص می‌کند؛ شما عصبانی می‌شوید و سر دخترتان داد می‌زنید. او شروع به گریه کردن می‌کند.

حالا با خشم، همسرتان را به خاطر گذاشتن لیوان چای روی لبه میز دعوا می‌کنید و با عجله می‌روید بالا و لباستان را عوض می‌کنید و بر می‌گردید پایین. اما می‌بینید دخترتان به خاطر گریه کردن نتوانسته صبحانه‌اش را تمام کند و برای مدرسه رفتن آماده شود. سرویس دخترتان می‌رود! همسرتان باید سریع برود سر کار، شما ماشین را بر می‌دارید تا دخترتان را به مدرسه برسانید. چون عجله دارید جایی که باید با سرعت ۶۰ کیلومتر در ساعت حرکت کنید با سرعت ۹۰ کیلومتر رانندگی می‌کنید. شما بعد از هدر دادن ۳۵ هزار تومان برای جریمه سرعت غیرمجاز با ۱۵ دقیقه تأخیر به مدرسه می‌رسید. دخترتان با عجله بدون خداحافظی به طرف در می‌دود. شما نیز با نیم ساعت تأخیر به محل کارتان می‌رسید، اما می‌بینید کیفتان را فراموش کرده‌اید! روز شما خراب می‌شود و همینطور خراب‌تر. بالاخره با خستگی بر می‌گردید خانه و بدیهی است که جو خانه مثل هر روز نیست و همسر و دخترتان از شما دلخور هستند و هرسه شما روز بدی داشته‌اید. چرا؟ به خاطر عکس العمل شما هنگام صبحانه خوردن. چرا شما روز افتضاحی داشتید؟

الف تقصیر چای بود؟
ب تقصیر دخترتان بود؟
پ تقصیر پلیس بود؟
ت تقصیر خودتان بود؟

جواب قطعاً «ت» است. ریختن چای تقصیر شما نبود اما عکس العمل شما به ریختن چای تنها در همان ۵ ثانیه، روز شما را خراب کرد. حالا ببینید این روز می‌توانست چگونه باشد؛ چای روی لباس شما می‌ریزد. دخترتان خیلی ناراحت می‌شود.
شما می‌گویید «عیبی ندارد عزیزم، دفعه بعد حواست را بیشتر جمع کن.» حوله را از روی صندلی بر می‌دارید و سریع می‌روید بالا، پیراهن دیگری می‌پوشید و کیفتان را بر می‌دارید و سریع می‌آیید پایین،
در همین لحظه دخترتان را از پنجره می‌بینید که سوار سرویس شد و برای شما دست تکان داد. شما ۵ دقیقه زودتر به کارتان می‌رسید، به همکارانتان سلام می‌کنید و با نشاط و انرژی روی کارتان تمرکز می‌کنید. دو سناریوی مختلف، شروع‌های یکسان، پایان‌های خیلی متفاوت!
چرا؟ به خاطر عکس العمل شما!
اجازه ندهید اتفاق‌های مختلف، روز و زندگی شما را مختل کند چون هر عکس العمل اشتباه می‌تواند ضرر زیادی به همراه داشته باشد. به شما می‌گویند شاید از کارتان اخراج شوید؟ به جای اینکه عزا بگیرید و بی خواب بشوید دنبال یک کار تازه باشید. قبول دارم وقتی واقعاً این موضوع پیش بیاید کار سختی است و نمی‌شود راجع به چیز دیگری حرف زد ولی سعی‌تان را بکنید. خواهید دید که قوی‌تر و قوی‌تر می‌شوید.

هواپیما تأخیر دارد؟
برنامه کاری‌تان را به هم زده است؟ چاره ای نیست !
به جای فحش دادن به زمین و زمان و اخم کردن به مهماندارها از وقتتان برای یاد گرفتن چیزهای تازه یا شناختن بقیه مسافرها استفاده کنید. گاهی این کارها که به نظر مسخره می‌آیند (مثلاً ً شناختن سایر مسافرها هنگام تأخیر پرواز) زندگی‌تان را طوری متحول می‌کند که خودتان باورتان نمی‌شود.
فرصت‌های خوب همیشه آن لحظه که انتظار دارید سر راهتان نمی‌آیند گاهی باید خودتان ماجرا جو باشید و آن‌ها را پیدا کنید. عصبانی بودن و از روی عصبانیت رفتار کردن، همه چیز را بدتر می‌کند.

اکنون اصل ۹۰ به ۱۰ را به خوبی شناخته‌اید، کاری که باید بکنید این است که با بستن این صفحه آن را از یاد نبرید و آن را در موقعیت‌های واقعی در زندگی‌تان به کار بگیرید.

فقط یک بار امتحان کنید، مثلاً در یک جر و بحث سعی کنید همه چیز را به طرز مثبت تغییر دهید و اگر همه چیز خوب پیش رفت فکر کنید که اگر این کار را نمی‌کردید چه اتفاق‌هایی می‌توانست بیفتد. مداد سیاهی که من دارم می‌تواند اثرهای چند صد هزار دلاری خلق کند اما من نمی‌توانم! بستگی دارد چه کسی، چطوری از آن استفاده کند.

اصل ۹۰ به ۱۰ و امثال آن می‌توانند بدترین زندگی‌ها را به بهترین زندگی‌ها تبدیل کنند. باز هم بستگی به این دارد که چه کسی، چطوری از آن استفاده کند.
آسیه معصومی
کاربر فعال | ۱۱۴ | ۳۰۶ | ۲ شهریور ۱۳۹۴
زهرا احمدی
کاربر فعال | ۱۱۴ | ۴۲۲ | ۷ مهر ۱۳۹۴
ویکتورفرانکل روان شناس معنا گرا برای معنا بخشیدن به زندگی سه را پیشنهاد می کند:

1- اگر انسان چیزی خلق کند،زندگی اش می تواند با معنا باشد، (در اینجا انسان از خود سئوال می کند : من برای چه زنده هستم؟)

2- انسان معنا را در شیوه تجربه کردن زندگی ، یا کسی را دوست داشتن،می بیند.(در اینجا انسان از خود می پرسد:من برای چه کسی زنده هستم؟ )

3- انسان معنا را در بحبوحهٔ مشکلات سنگین در می یابد.طرز برخوردی که ما نسبت به رنج انتخاب میکنیم.
در جایی که ما با یک سرنوشت غیر قابل تغییر روبرومی شویم.مثلاً(یک بیماری غیر قابل علاج،مرگ یک عزیز، یک موقعیت ناامید کننده،...)در این جاست که زندگی را معنا میکنیم.(در اینجا انسان از خود می پرسد: چرا نگرش مثبت در برابرسرنوشت غیر قابل تغییر و اجتناب ناپذیر نداشته باشم؟) ویکتور فرانکل معتقد است که درست در جایی که ما با یک موقعیت روبه رومی شویم که به هیچ روی نمی توانیم آن را تغییر دهیم از ما انتظار می رود که خود را تغییر دهیم،رشد کنیم ،بالغ شویم واز خود فراتر رویم...
گوردون آلپورت در مقدمه ی کتاب « انسان در جستجوی معنی » فرانکل می نویسد :

اگر زندگی کردن رنج بردن است ، پس برای زنده ماندن باید ناگزیر معنایی در رنج بردن یافت . اگر اصلا زندگی خود هدفی داشته باشد ، رنج و مرگ نیز معنا خواهد یافت .

اما هیچ کس نمی تواند این معنا را برای دیگری بیابد . هرکس باید معنای زندگی خود را ، خود جستجو کند و مسئولیت آن را پذیرا باشد . اگر موفق شود ، با وجود همه تحقیرها به زندگی ادامه می دهد .
___________________________
انسان در جستجوی معنی
دکتر ویکتور فرانکل
ترجمه : دکتر نهضت صالحیان
صفحه : 8 و 9
 

مدرسه یاب، جستجوی مدارس

در حال بارگذاری...

موضوع قبل
—
تالار
موضوع بعد
برای نظردهی، کلیک کنید