۱۱۹٫۱k
 

کارگاه روانشناسی | کارگاه مادر و کودک | روانشناسی کودک | روانشناسی نوجوانان

سارا مهدوی
کاربر فعال | ۱۸۷ | ۴۲۰ | ۲۱ خرداد ۱۳۹۳

کارگاه روانشناسی | کارگاه مادر و کودک | روانشناسی کودک | روانشناسی نوجوانان


برای گزینش یک گروه مشاور خوب یا  کارگاه روانشناسی و کارگاه مادر و کودک جهت کمک به شناخت بهتر کودک و فرزندم و روانشناسی کودک م بهتره چه گزینه هایی را در نظر گیرم و جهت انتخاب مشاور یا روانشناس خوب برای روانشناسی نوجوانان به چه مواردی باید توجه شود لطفا مراکز معتبر و خوب را هم برای روانشناسی معرفی نماید
--------------

بیشتر بخوانید در 30


 کارگاه رایگان روانشناسی خانم دکتر فردوسی من و پسر  دبستانی ام

زمان : 21 خرداد

مکان : دبستان ایران زمین



سارا مهدوی
کاربر فعال | ۱۸۷ | ۴۲۰ | ۳۰ آبان ۱۳۹۴
دوستان عزیز سلام
متاسفانه یه مدتی نبودم
حالا خوشحال میشم تا به موضوع سوممون یعنی رفتار صحیح با همسرمان بپردازیم. از همهگی دعوت می کنم در بحث شرکت کنند
یک هفته زمان در نظر میگیریم . در مدت این یک هفته در مورد موضوع مربوطه فقط صحبت می کنیم و مطالب با منبع موثق میگذاریم اگر کسی سوالی هم مرتبط با موضوع داره بپرسه تا بقیه همفکری کنن و اگر لازم شد به مشاور کلوب میگیم بیان بررسی کنن
سارا مهدوی
کاربر فعال | ۱۸۷ | ۴۲۰ | ۳۰ آبان ۱۳۹۴
تو لیست خرید برای همسرم نوشته بودم: یک و نیم کیلو سبزی خوردن.
همسرم آمد. بدوبدو خریدها را گذاشت خانه و رفت که به کارش برسد. وسایل را که باز میکردم سبزی ها را دیدم. یک و نیم کیلو نبود. از این بسته های کوچک آماده سوپری بود که مهمانی من را جواب نمی داد. حسابی جا خوردم! چرا اینطوری گرفته خب؟! بعد با خودم حرف زدم که بی خیال کمتر میگذارم سر سفره. سلفون رویش را که باز کردم بوی سبزی پلاسیده آمد. بعله. تره ها پلاسیده بود و آب زردش از سوراخ سلفون نایلون خرید را هم خیس کرده بود. در بهت و عصبانیت ماندم. از دست همسری که همه خریدهایش اینطوری است. به جای یک و نیم کیلو میرود سبزی سوپری میخرد و بوی پلاسیدگی اش را که نمی فهمد، از شکل سبزی ها هم متوجه نمی شود!! یک لحظه خواستم همان جا گوشی تلفن را بردارم زنگ بزنم به همسر که حالا وسط این کارها من از کجا بروم سبزی خوردن بخرم؟!ویک دعوای بزرگ راه بیاندازم.
. بعد بی خیال شدم. توی ذهنم کمی جیغ و داد کردم و بعد همان طور که با خودم همه نمونه های خریدهای مشابه این را مرور میکردم ، فکر کردم: شب که آمد یک تذکر درست وحسابی میدهم.
بعد به خودم گفتم: خوب شد زنگ نزدی! شب که آمد هم نرم تر صحبت کن. رفتم سراغ بقیه کارها و نیم ساعت بعد به این نتیجه رسیدم که اصلا اتفاق مهمی نیفتاده. ارزش ندارد همسرم را به خاطرش سرزنش کنم. ارزش ندارد غرغر کنم. ارزش ندارد درباره اش صحبت کنم حالا! مگر چه شده؟! یک خرید اشتباهی. همین.
دم غروب، همین منی که میخواست گوشی تلفن را بردارد و آسمان و زمین را به هم بریزد که چرا سبزی پلاسیده خریدی؟؟؟ آرام گفتم :
راستی ها سبزی هاش پلاسیده بود. یادمون باشه از این به بعد خواستیم سبزی سوپری بخریم فقط تاریخ اون روز باشه.
تمام.
همسرم هم در ادامه گفت: آره عزیزم میخواستم از سبزی فروشی بخرم، بعد گفتم تو امروز خیلی کار داری وخسته ﻣﻴﺸﻲ، دیگه نخواد سبزی هم پاک کنی.
آن شب سر سفره سبزی خوردن نگذاشتم و هیچ اتفاق عجیب و غریبی هم نیفتاد. مکث را تمرین کردم....وﺑﻪ همسرم عاشقانه تر نگاه میکردم.وفهمیدم اگراونموقع زنگ میزدم امکان داشت روزقشنگم تبدیل بشه به یک هفته قهر.
ربطی نداره متاهلی یا مجرد
مکث را تمرین کن.
سارا مهدوی
کاربر فعال | ۱۸۷ | ۴۲۰ | ۳۰ آبان ۱۳۹۴
اختلاف‌نظر با همسرمان را چه طور حل کنیم؟

🍀میزان صمیمیت و اشتراکاتی که در یک رابطه زناشویی وجود دارد، بسیاری از نیازها و مشکلات همسران را برطرف می‌کند اما در عین حال تعارض‌های قابل توجهی را نیز با خودش به همراه دارد بنابراین باید راه‌های موثری را برای رویارویی با این تعارض‌ها در پیش گرفت.
همسر شما نزدیک‌ترین فرد به شماست و هر کاری که می‌کند یا انتخابی که انجام می‌دهد، غالبا روی زندگی شما هم اثر می‌گذارد و همین تاثیر متقابل، ممکن است سر منشاء اختلافات و ناسازگاری‌ها شود.


🌸 در هر مقطعی از زندگی اگر بدانید که قرار است با چه حوادثی روبرو شوید، حتما برای مقابله با آن‌ها آماده تر خواهید بود. در مورد ازدواج افسانه‌هایی وجود دارد که ممکن است انتظارات و توقعات افراد را غیر واقع بینانه و مخدوش کند. این فکر که من نیمه گم شده‌ خود را پیدا کرده‌ام و قرار است تنهاییم را با او قسمت کنم و از این به بعد در آرامش با او زندگی کنم، محصول همین افسانه‌هاست. زندگی واقعی پر از دست انداز است که باید با چشم باز از کنار آن‌ها عبور کنید.


🌺🌺از جر و بحث‌های بی‌نتیجه و غیر سازنده پرهیز کنید

دعوا کردن و درگیری بین زن و شوهر ممکن است دلخوری‌هایی ایجاد کند که به مرور باعث فاصله گرفتن آنان از یکدیگر شود. دعواها ممکن است افراد را سرخورده کند و آن‌ها را به سمت نارضایتی از زندگی سوق دهد. تا جای ممکن از دعوا کردن، جر و بحث‌های بی‌نتیجه و غیر سازنده پرهیز کنید.


از روزعقد، شما و همسرتان به یک واحد مستقل تبدیل شدید. نمی‌توانید همسرتان را جدا از خودتان ببینید و کاری کنید مدام در دعواها شکست بخورد و شما برنده شوید. شما هیچ‌وفت نمی‌توانید زن و شوهری را پیدا کنید که یکی از آن ها احساس خوشبختی و دیگری احساس بدبختی و شکست کند. از روزی که برای خوشبخت کردن، خوشحال کردن و ایجاد احساس برنده بودن در همسرتان تلاش کردید، می‌تواند احساس خوشبختی و رضایت را در آغوش بکشید.


🌺🌺دوربین را بچرخانید

زوجین می‌توانند تا ابد دوربین ذهن خود را روی همسر خود نگه دارند و خطاهایش را ثبت و ضبط کنند، اما حل تعارض از نقطه‌ای شروع می‌شود که عدسی دوربین را به سمت خودتان بچرخانید و صادقانه میزان نقش خود در ایجاد و تداوم تعارضات را بررسی کنید. به عنوان نمونه چه کارهایی (هرچند کوچک و معمولی) می‌توانم برای بهتر شدن رابطه‌مان انجام دهم؟ دست کشیدن از چه رفتارهایی می‌تواند همسرم را خوشحال کند؟.
قبل از هر حرف یا رفتاری در قبال همسرتان یک لحظه خودتان را به جای او بگذارید. در شرایط حاضر اگر شما جای او بودید دوست داشتید با شما چگونه رفتار شود؟.


🌺🌺به عواقبش فکر کنید

پرخاشگری،‌ توهین،‌ تحقیر و سرزنش کار ساده‌ای است؛ مثل فشار دادن پدال گاز در رانندگی. هر کس می‌تواند این کارها را انجام دهد. اما درست مانند رانندگی با دقت و ظرافت، عکس العمل به موقع و مناسب در مواقع بحرانی و انتخاب بهترین راه برای حل تعارض توانمندی می‌خواهد و مهارت.

هر وقت در زندگی زناشویی خود با مشکل روبرو شدید، به جای این که پایتان را روی پدال گاز فشار دهید و بی مهابا تا آخرش بتازید، چند لحظه صبر کنید و به عواقب انتخابتان فکر کنید. دست خودم نبود و اعصابم به هم ریخته بود و نمی‌توانستم خودم را کنترل کنم، همگی بهانه‌هایی برای توجیه انتخاب‌های اشتباه هستند. در مواجهه با تعارضات، واکنشی را انتخاب کنید که یک ساعت بعد هم بتوانید از آن دفاع کنید.
صدف .ع
کاربر فعال | ۷۲۱ | ۱٫۱k | ۱ آذر ۱۳۹۴
چه موضوع خوبی
خب من یه سوال دارم و دوست دارم که نظر شما دوستان عزیزمو بدونم
همسر من به دلیل شرایط کاریش که محیط بسیار خشک و رسمی ای داره ؛ رفتارهای عادیش هم همونطور خشک و بی روح شده ، خب من اینو درک میکنم چون از دلش خبر دارم که آدم با محبت و مهربون و خانواده دوستیه اما وقتی میبینم توی مجالس به شخص دیگه ای توجه میکنه یا بگو بخند میکنه خیلی تعجب می کنم و راستشو بخواید قشنگ حسودیم میشه و حرص می خورم... چکار باید بکنم؟ آیا باید نادیده بگیرم یا رویه ای رو پیش بگیرم که با منم این طور گرم بگیره؟
صدف .ع
کاربر فعال | ۷۲۱ | ۱٫۱k | ۱ آذر ۱۳۹۴
این سوالو الان میرم از مشاوره کلوب هم می پرسم اما دوست دارم از نظر و تجربه های شما هم استفاده کنم
سارا مهدوی
کاربر فعال | ۱۸۷ | ۴۲۰ | ۱ آذر ۱۳۹۴
سلام صدف جونم
عزیزم اگر شوهرت سابقه ی بدی نداشته باشه که اصلا نباید نگران باشی و حرص بخوری. باید روی عزت نفس خودت کار کنی که با همچین ارتباطای جمعی بهم نریزی. مطمئنا وقتی ناراحت میشی روی رفتارت با شوهرت هم اثر میذاره و اونم می فهمه. پس به نظر من اولا رفتار خشک همسرتو با شیوه ی کاریش توجیه نکن و سعی کن توی خونه یه کارا و برنامه هایی شادی و خنده دار و یا موضوع جذاب برای صحبت دونفره ترتیب بدی در ثانی روی عزت نفس و اعتماد بنفست کار کن که این جریانا اذیتت نکنه
این پیشنهاد و نظر منه ببینیم نظر بقیه دوستان چیه
مرضیه قربانی
کاربر فعال | ۲۰۲ | ۵۲۴ | ۳ آذر ۱۳۹۴
تست روانشناسی نقاشی کودکان
تست های روانشناسی
بین نقش رنگ و زندگی عاطفی کودک با در نظر گرفتن دوران تکاملی او یک حالت متوازی است.

- ۳ تا ۶ سالگی کودک بیشتر تحت تأثیر فشارهای درونی است، بنابراین علاقه وافری به استفاده از رنگ دارد و آن را مقدم بر شکل ظاهری می داند ولی به تدریج که سن او بالا می رود از وابستگی اش به رنگ کم می شود و علاقه او به تقدم شکل بر رنگ فزونی می یابد…..

.

.

- هر قدر کودک کوچکتر باشد رنگ های زنده تر را به کار می برد. در کودکستان کودکان ترجیح می دهند رنگ های گرم و تند استفاده کنند و فقط کودکانی که در خانه تحت نظارت شدید هستند رنگ های سرد را انتخاب می کنند که علت اصلی به مشکلات عاطفی و روانی مربوط می شود.

- فقدان رنگ در تمام یا قسمتی از نقاشی نشانگر خلاء عاطفی و گاهی دلیل بر گرایش های ضد اجتماعی است.

- کودکان سازگار در نقاشی هایشان به طور متوسط از ۵ رنگ مختلف استفاده می کنند.

- کودکان گوشه گیر یا آنها که ارتباط با دنیای خارج را دوست ندارن از یک یا دو رنگ بیشتر استفاده نمی کنند.

- علاقه واقعی کودک به رنگ زمانی شروع می شود که او سعی در کشیدن شکلهایی می کند. این مرحله تا ۷ یا ۸ سالگی به درازا می کشد. کودک برای استفاده از رنگ ها فقط تحت تأثیر احساسات خود قرار دارد. مثلا ممکن است چمن را بنفش بکشد چون هم می خواهد چمن را نشان دهد و هم از رنگ بنفش خوشش می آید.کودک در حین بزرگ شدن به تدریج ارتباط میان اشیا و رنگ حقیقی آنها را درک می کند، ولی بدو امر این موضوع فقط در مورد چیزهایی است که برایش ارزش عاطفی دارند؛ مثلا اگر مادرش موهای بور داشته باشد هر زنی را که می کشد موهایش را بور می کند زیرا این رنگ برایش انباشته از نیروی عاطفی است.

شناخت کودک با توجه به رنگ استفاده شده در نقاشی

کودکانی که در نقاشی‌های خود رنگ‌های سرد مثل رنگ‌های آبی یا سبز را انتخاب می‌کنند ، متفکر هستند و سنجیده‌تر عمل می‌کنند.

استفاده از رنگ‌های قهوه‌ای و خاکستری نشان دهنده ناراحتی‌های درونی کودکان است.

استفاده‌ی آزادانه از رنگ قرمز در نقاشی‌ها توسط کودکان ، خصومت و دشمنی یا نیاز به محبت را نشان می‌دهد. و گاه نشانه‌ی عشق و علاقه‌ای ساده و بی آلایش است.

رنگ آبی در نقاشی کودکان نشان دهنده‌ی سازگاری ، تمایل به اطاعت و کنترل یا سرکوب احساسات است.

کودکانی که زیاد از رنگ سبز استفاده می‌کنند ، معمولا احساسات قوی و آشکاری ندارند.

کودکان به ندرت به رنگ‌های قهوه‌ای ، سیاه یا خاکستری علاقه دارند.

استفاده درهم و برهم از رنگ قهوه‌ای در نقاشی در واقع نشانه‌ی اعتراض به والدین است.

هم چنین اگر کودک به طور مداوم از رنگ سیاه برای رنگ‌آمیزی استفاده کند ، نشان دهنده‌ی اعتراض ، ترس و یا اضطراب است.
شناخت کودک با توجه به موضوع نقاشی

کودک با تمام وجود و شخصیت ذهنی و عاطفی خود نقاشی می کند. موضوعاتی که در نقاشی کودکان دیده می شود آدم، خانه، درخت، خورشید، ماه، حیوانات و خانواده است.
آدم

هنگامی که کودک شکل آدمی را می کشد پیش از هر چیز شکل خود یا درکی که از بدن و تمایلات دارد را بیان می کند. اگر آدمک در مجموع هماهنگ باشد، احتمال بسیاری وجود دارد که کودک کاملا سازگار باشد. اگر اگر آدمک مثلا در اندازه ای خیلی کوچک یا در گوشه ای از کاغذ کشیده شده باشد به معنای آن است که کودک خود را کم ارزش و از دیگران پایین تر می داند. اگر این کم بها دادن به خود در چند نقاشی کودک ادامه پیدا کرده باشد نشانگر خجالتی بودن اوست که ممکن است تا حد تمایل به ناپدید شدن نیز پیش برود. در نقاشی فقدان دست و بازو نیز علامت کم بها دادن به خود و عدم امنیت است.

کودکانی که خود را بالاتر از بقیه می دانند آدمک هایی با اندازه بزرگ رسم می کنند. این نوع نقاشی مخصوص کودکانی است که اختلال عاطفی دارند یا به طور معمول کودکانی هستند زودرنج و حساس که همیشه فکر می کنند مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند.
خانه

خانه نماد پناهگاه و هسته اصلی و گرمی خانواده است که ممکن است مورد علاقه یا تنفر کودک باشد.

- زندگی سعادتمند در خانه باغچه، گل، درهای بزرگ، پنجره و دودکش بخاری را می کشد، خانه با حالت دلباز عرضه می شود.

- خانه بدون در ورودی در ۵ تا ۸ سالگی نشانه خجالتی بودن کودک و وابستگی شدید به مادر، بعد از ۸ سالگی نشانگر احساس خود کوچک بینی و تنهایی کودک در نوجوانی نشانگر شرم و حیای زیاده از حد و داشتن احساسات رقیق است. هنگامی که پدر و مادر جدا شده باشند خانه به دو قسمت تقسیم می شود و اغلب دارای دو در ورودی است که یک قسمت از خانه نماد زندگی خانوادگی واقعی و در دیگر نشانه زندگی تحمیل شده به کودک است.

- خانه به صورت قصر به منزله پناهگاهی مطلوب است.

- خانه به صورت زندان نشانگر فشارهای خانوادگی و ناسازگار و از هم پاشیده است.

- کوچه امکان خارج شدن از خانه و محیط محدود خانواده و بالاخره از خود بیرون آمدن است.
mandegar
کاربر فعال | ۵ | ۲۴ | ۴ آذر ۱۳۹۴
نکات ناب زنانه

مهمترین اصل شوهر داری زن بودنه. این شاید به نظر بدیهی بیاد، اما اگه به عمقش بریم میبینیم اینطور نیست. یعنی باید آدم چیزی باشه که همسرش نیست. باید اول به همسرش نگاه کنه و ببینه این آدم برای چی زن گرفته. میخواسته کامل بشه و چیزهایی را بدست بیاره که خودش نداشته. برای همین زنی که میخواد محبوب شوهرش باشه باید زنانگی کنه. یعنی یه جورایی هر کاری مردها میکنن برعکسش رو انجام بده. مثلاً :

درباره سر و وضع :

* موهاش تا حد ممکن بلند باشه. ( از شانه بلندتر) و همیشه مرتب باشه. حتی اول صبح. خیلی مهمه که همسر، آدم رو در حال شونه کردن موهاش ببینه و ببینه که آدم به زیباییش اهمیت میده.

* ناخنهاش همیشه یک کم بلند و مرتب باشه.

* حتماً از زیور آلات ( گردنبند و گوشواره و ... ) استفاده کنه.

* بجای لباسهای اسپرت، دامن و لباسهای مدل دار بپوشه. ( بجز یک وقتهایی برای تنوع، یا وقتی که مطمئنه شوهرش اصلاً فقط لباسهای اسپرت دوست داره، که کمتر مردی اینطوری هست) ...

* توی خونه حتماً حتماً صندل پاشنه دار (بیشتر از3 سانت) بپوشه که هم باعث میشه ساق پا فرم بهتری بگیره و هم خود به خود باعث میشه آدم مجبور بشه برای حفظ تعادلش هم که شده حرکاتش رو با آرامش و طرافت بیشتری انجام بده.

* به دستهاش بیش از اندازه برسه و این رسیدگی رو به شوهرش نشون بده. مثلاً اصلاً و تحت هیچ شرایطی بدون دستکش کار نکنه. استفاده از کرم صد آفتاب و عینک آفتابی و این شیکی جات هم باعث میشه ناخودآگاه همسرتون احساس کنه که شما موجود ظریفی هستید و باید مراعاتتون رو بکنه.

* باید کلی کش و سنجاق و گل سر و تل و ... داشته باشه و هر روز موهاش رو یه مدل درست کنه. اما لازم نیست خیلی شلوغ و حرفه ای باشه، چون بدتر مرد گیج میشه.

* نکته مهم : کارهای پیرایشی مثل بند انداختن و ابرو برداشتن و رنگ کردن و ... به هیچ عنوان نباید در حضور همسر انجام بشن.


از نظر رفتار و برخورد :

* حتی اگه ذاتا ترسو نیست، چندوقت یک بار وانمود کنه از یه چیزی میترسه و اجازه بده همسرش مثل هوختشره به دادش برسه و کمکش کنه و بعد هم در اولین فرصت کلی با آب و تاب درباره اون شجاعت همسرش برای دیگران تعریف و تمجید کنه. البته جلوی خود سوژه!

* حتی اگه زورش به قدر کافی هست، وانمود کنه که زورش به یک سری از چیزها نمیرسه و اجازه بده همسرش با انجام اون کارها احساس قدرت کنه. کارهای مثل باز کردن در شیشه ها، یا جابجا کردن چیزهای س
نگین و از همه مهمتر حمل وسایل مثل ساکهای خرید، یا موقع مسافرت چمدان ... این خیلی مهمه که زن هیچوقت نشون نده که زورش زیاده.

* هیچوقت صداش رو بالا نبره. نه روی شوهر و نه روی بچه ها و هر کس دیگه ... طوری که همسرش خیال کنه اصلاً ولوم صداش بالاتر از این نمیره! ( این خییییییییلی مهمه. یعنی یه جورایی اساسیه )

* موقع صحبت کردن با شوهر یه جوری کشدار و با ناز حرف بزنه و تا میتونه عزیزم و جانم قاطی حرفهاش کنه.

* همیشه غذا کم توی ظرفش بکشه. طوری که همسرش مجبور بشه همیشه خودش به زور براش باز هم بریزه. این هم خیلی مهمه. باید همیشه شوهر آدم فکر کنه باید به زور یه چیزی رو توی حلق آدم بکنه وگرنه خودش اهل خوردن نیست.

* با این حال هیچوقت غذاش رو تا ته نخوره و اگه شده یه قاشق ته غذاش بذاره و بگه وای دیگه جا ندارم!

* همیشه شاد و سرزنده باشه، ولی گاهی هم تو خودش بره و سر سنگین بشه تا قدر شادیهاش دونسته بشه. با همه مهربون باشه، ولی کلاً هیچ وقت اینقدر لطف نکنه که بشه وظیفه ش.

* همیشه همیشه همیشه یه آرایش ملایم داشته باشه و معطر باشه. حداقل یک روز در میان حموم کنه و موهاش رو سشوار بکشه. سر و وضع مرتب و آرایش مثل یک سپره. به مردها آلارم میده که من به خودم توجه دارم و کسی اجازه نداره با من بی احترامی کنه. برای همین همسر آدم به مقدار متنابهی با احترام با آدم برخورد میکنه و به خودش اجازه نمیده هر برخوردی داشته باشه.)

نکته: مهمه که آرایش ملایم و دلپذیر باشه. مردها از آرایش سنگین بیزارن و بدتر اعصابشون به هم میریزه.

* حتماً در هنگام مشکل ماهانه یکی دو روز خودش رو تحویل بگیره و دست به سیاه و سفید نزنه و در این مدت کارها با همسر باشه. هم برای حفظ سلامتی زن و هم اینکه آقا یک کم قدر سلامتی خانم رو بفهمه. ( البته شگردش اینه که چون آقایون بیرون کار میکنن و طبعاً شب که میان خسته ن، باید خانوم از قبل به طور نامحسوس مقدمات کارها رو فراهم کنه و آقا فقط بخشهای آخر کار رو انجام بده. در واقع آقا به مصداق کار رو کی کرد اون که تموم کرد، هم کار کرده و احساس خوبی داره و هم خسته نشده و خاطره خوبی از کار خونه توی ذهنش ثبت میشه و سری بعد که قراره کار کنه فراری نیست. البته هرچی بگذره آقایون کارکشته تر میشن و دیگه خودشون با ذوق کار میکنن.)


کدبانو گری :
* زن ملکه خونه ست و برای مرد وضعیت خونه نمودیه از شخصیت زن.
mandegar
کاربر فعال | ۵ | ۲۴ | ۴ آذر ۱۳۹۴
اصول برخورد با روحیه مردانه
اگر خانم‌ها بدانند چه کلامی را در چه زمانی و به چه شکلی بیان کنند، به‌طور حتم از حرف‌هایی قلق اخلاق همسرانشان را در دست خواهند گرفت.
تا به حال چند بار در زندگی شما سوءتفاهم رخ داده است؟ چند بار درگیر توضیح جمله‌ نامفهومی که بدون هیچ قصدی بیان کرده‌بودید، شده‌اید؟ آیا تا به حال برایتان پیش آمده است که حرفی به نامزدتان بزنید و بعد احساس کنید بحث بدتر بالا گرفته است؟ شاید باورتان نشود اگر بگویم که تمام این‌ها در یک زندگی کاملاً طبیعی است و قطعاً رخ خواهد داد! اما دلیل این سوءتفاهمها چیست؟ بی‌شک در لفافه صحبت کردن بزرگ‌ترین عامل سوءتفاهم‌های میان زوجین است.
مردها قوانین و قواعد خاص خودشان را برای زندگی دارند. خیلی صریح هستند و بدون تأمل ممکن است با شنیدن یک جمله صدای‌شان به آسمان بلند شود. مردها صبر کمتری در مقابل زنان دارند و همین قواعد خاص مردهاست که باعث می‌شود زنان نیاز بیشتری احساس کنند تا جنس مردان را بشناسند و از بروز مشکلات بسیاری در روابط خود و همسرشان جلوگیری کنند.
شاید در کتاب‌های روانشناسی بسیاری راجع به مردها و خصوصیات رفتاری و اخلاقی آن‌ها مطلب خوانده باشید؛ شاید هم برنامه‌های روانشناسی زیادی از صدا و سیما دیده باشید که به بیان شناخت خصوصیات مردها و نوع رفتار زنان و مردان پرداخته باشد، اما باور کنید در یک جمله می‌توان برای اکثر سوءتفاهم‌های زناشویی یک نسخه پیچید! آن هم اینکه نباید با یک مرد در لفافه صحبت کرد.
با شوهرتان چگونه صحبت کنید؟
طبیعی است که هر مردی خصوصیات خاص خودش را دارد، اما این را مطمئنم که تمام مردها از پیچیده صحبت کردن بیزارند. باید با آن‌ها صریح و رک و بدون پرده صحبت کرد و این اصلاً به معنای رکیک حرف زدن و بد صحبت کردن نیست.
اگر می‌خواهید بدانید نامزدتان خسته است یا نه، باید از او خیلی واضح بپرسید که خسته هستی؟ به جای پرسیدن این سوال قطعاً هر چیز دیگری بپرسید او متوجه منظور شما نخواهد شد و ممکن است جواب‌هایی بدهد که مد نظر شما نیست. مثلاً اگر از نامزدتان بپرسید روز کاری خوبی داشتی؟ او بی‌شک برایتان از کارش خواهد گفت؛ البته به اندازه‌ جملات مردانه. شاید یک جمله و شاید چند جمله نه بیشتر، اما اگر از او بپرسید چه خبر قطعاً او خواهد گفت هیچ! پس سعی کنید در تعاملات خود با همسرتان درست سوال مورد نظر را طراحی کرده و بپرسید وگر نه اگر پاسخ قانع‌کننده‌ای دریافت نکردید به حساب بد قلقی شوهرتان نگذارید.
اغلب آقایان از اینکه ندانند گوینده به چه منظوری در حال صحبت کردن است، عصبی می‌شوند. با همسر خود صریح و روشن صحبت کنید؛ چون همسر شما یک مرد است و آقایان از صریح صحبت کردن و عدم پیچیدگی در کلام لذت می‌برند و در تمام طول مدت صحبت خود با دیگر آقایان و حتی با خانم‌ها این انتظار را دارند که هیچ حرفی را در حالت کنایه و اشاره نشنوند و این دقیقاً برخلاف روش خانم‌هاست که در صحبت کردن معمولاً از اشارات استفاده می‌کنند. این جمله لازم به تکرار است که با شوهر خود در لفافه صحبت نکنید!
سعی کنید بار جمله‌هایتان مثبت باشد
مردها به جمله‌ها و واژه‌ها حساس نیستند؛ درست برعکس خانم‌ها. اما بار منفی یا مثبت جملات، ناخود آگاه بر روی آن‌ها تأثیر خواهد گذاشت. یعنی بار هر جمله‌ای بر روی هر شنونده‌ای اثرات خاص خود را دارد؛ اگر شما قصد دارید با نامردتان مصاحبت‌های کلامی شیرینی داشته باشید، باید سعی کنید جملات ساده با بار کلامی مثبت به کار ببرید. به شکل ساده‌تر باید بگویم که جملاتتان را با افعال منفی و نمی نمی نمی نمی‌ها صرف نکنید؛ نمی‌روی؟ نمی‌شنوی؟نمی‌گیری؟ نمی‌خری؟ نمی‌گویی؟ نمی‌خواهی؟ و ….
بهتر است برای هر یک از این جملات یک مترادف با بار مثبت پیدا کنید. به عنوان مثال: به‌جای اینکه به همسرتان بگوییم خسته نباشی؛ بگوییم خدا قوت. به‌جای بد نیستم؛ بگوییم:‌ خوب هستم؛ به‌جای فراموش نکنی؛ بگوییم: یادت باشه؛ به‌جای پدرم درآمد؛ بگوییم: خیلی راحت نبود؛ به جای دستت درد نکنه؛ بگوییم: ممنون از محبتت، سلامت باشی؛ به‌جای گرفتارم؛ بگوییم: ‌در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود؛ به‌جای دروغ نگو؛ بگوییم: راست می‌گی؟ راستی؟؛ به‌جای قابل نداره؛ بگوییم: هدیه برای شما؛ به جای بدرد من نمی‌خورد؛ بگوییم: مناسب من نیست؛ به جای مشکل دارم؛ بگوییم: مسئله دارم؛ به‌جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم: چندان هم راحت نبود؛ به‌جای مسئله ربطی به تو ندارد؛ بگوییم: مسئله را خودم حل می‌کنم؛ به جای من مریض و غمگین نیستم؛‌ بگوییم:‌ من سالم و بانشاط هستم؛ به‌جای زشت است؛ بگوییم:‌ قشنگ نیست؛ به‌جای متنفرم؛ بگوییم: دوست ندارم؛ به‌جای دشوار است؛ بگوییم: آسان نیست و…
به جای جملاتی از جمله چقدر چاق شدی؟ چقدر لاغر شدی؟ چقدر خسته به نظر می‌آیی؟ چرا موهات را این قدر کوتاه کردی؟ چرا ریشت را بلند کردی؟ چرا رنگت پریده؟ چرا تلفن نکردی؟ چرا حال مرا نپرسیدی؟؛ بگوییم: سلام
مریم کریمیان
کاربر فعال | ۴۲ | ۹۹ | ۷ آذر ۱۳۹۴
وابستگی همسرتان را به خانواده اش کم کنید

این روزها بعضی از دامادها پس از ازدواج همچنان نسبت به خانواده شان وابسته هستند و این موضوع مشکلاتی برای عروس خانم ها ایجاد می کند. با دانستن چند نکته کاری کنید که دخالت های خانواده همسر و وابستگی ها در زندگی مشترک تان کمرنگ شود.
چرا وابستگی دردسرساز است؟

در خانواده‌های امروزی عملکرد همسران با گذشته متفاوت است. زنان تنها مسئولیت کار در خانه و بزرگ‌کردن بچه‌ها را ندارند و مردان نیز تنها نان‌آور صرف نیستند. زنان علاوه بر نقش‌شان در خانه به عنوان همسر دارای مشکلات عدیده بسیاری نیز هستند و مردان نیز مسئولیت‌هایی را در خانه به گردن می‌گیرند. نمونه‌ای که به آن اشاره شد یکی از نمونه‌هایی است که تفاوت بین زندگی مدرن و سنتی می‌تواند مشکل‌ساز باشد. در حالتی دیگر اگر مرد در این حد به خانواده‌اش وابسته باشد که از آنها حمایت فکری و کاری بگیرد مشکلی پیش نخواهد آمد اما اگر این وابستگی منجر به این شود که الگوهای سنتی خانواده خودش را وارد زندگی مدرن امروزی کند، مثلا حاضر نباشد در کارهای خانه به همسرش کمکی کند، بدون شک عوارضی برای خانواده جدید به وجود خواهد آمد. در شرایط تغییر یافته امروز اگر این وابستگی سبب شود که خانواده بخواهند تجارب گذشته را در شرایط کنونی به فرزندشان تحمیل کنند در نهایت مشکلات زیادی برای خانواده تازه تاسیس ایجاد می‌شود.

گاهی وجود بزرگ‌ترها به جای پیوستگی، باعث اختلاف و گسستگی بین زوج‌های جوان می‌شود. تجربه گذشتگان اغلب حامل پیام‌های ارزشمند است اما باید توجه کنیم در زندگی در حال تغییر امروزی باید با شتاب بیشتری اطلاعات را برای پیشرفت زندگی کسب کنیم.

با همسرتان ارتباط صمیمی‌تری داشته باشید تا او شما را محرم بداند و احساس نزدیکی بیشتری با شما بکند. با او صحبت کنید تا او نیز تشویق شود حرف‌هایش را به شما بزند

در صورتی که همسر شما به خانواده خود وابستگی زیادی دارد می‌توانید از راهکارهای زیر برای کاهش این وابستگی کمک بگیرید:

1- همسرتان را متوجه این موضوع کنید که دخالت‌های خانواده‌اش سبب بروز اختلاف و فاصله بین شما شده است. به آرامی و با احترام با او صحبت کنید، شما یک زوج هستید پس او را متقاعد کنید؛ به او بگویید پدر و مادرش مشاورهای خوبی هستند و شما می‌توانید از آنها راهنمایی بگیرید اما در نهایت باید با هم‌فکری یکدیگر تصمیم نهایی را بگیرید.

2- در زمان گفت‌وگو با همسرتان پیش‌داوری نکنید؛ به مواردی که اتفاق افتاده و به صورت تجربی پیش آمده اشاره کنید و روی موارد موجود اظهار نظر کنید. برای او مثال بزنید که با توصیه‌های خانواده‌اش چه نتایج تلخ و غم‌انگیزی برایتان حاصل شده است و اگر دخالت خانواده او نبود این مشکلات پیش نمی‌آمد.

3- او را متهم نکنید تنها آثار کارش را به او گوشزد کنید.

4- با همسرتان ارتباط صمیمی‌تری داشته باشید تا او شما را محرم بداند و احساس نزدیکی بیشتری با شما بکند. با او صحبت کنید تا او نیز تشویق شود حرف‌هایش را به شما بزند.

اختلال شخصیت وابسته

اگرچه وابسته بودن و اتکای به دیگران ویژگی اساسی اختلال شخصیت وابسته است، اما تا وقتی نشانه های دیگری وجود نداشته باشد، نمی توان گفت که فرد دارای اختلال شخصیت وابسته است، زیرا همه ما گاهی اوقات در کارهای خود از دیگران کمک می خواهیم و گاهی نسبت به فردی خاص احساس دلبستگی زیادی می کنیم و تمایل داریم که بیش تر اوقات در کنار او باشیم. این حالت ها در حد مشخصی، طبیعی محسوب می شوند و حتی فقدان آن ها می تواند به منزله بیماری باشد.

اما افرادی که به اختلال شخصیت وابسته مبتلا هستند در حد افراطی به دیگران وابسته اند و به طور مداوم به اطمینان جویی از سوی دیگران نیاز دارند، عدم تحمل تنهایی و حساسیت داشتن به طرد شدن در آن ها زیاد دیده می شود، با دیگران بیش از حد موافق اند، به عبارتی جرئت مخالفت کردن با دیگران را ندارند. آن ها قادر نیستند به میل خود عمل کنند و خود انگیخته باشند و از این که دیگران آن ها را ترک کنند به شدت می ترسند. زیادی فروتن هستند و مدام نیاز به تأیید دیگران (مثلا مادر یا پدر) دارند و در روابط بین فردی خود بدون مرز هستند؛ یعنی به راحتی به دیگران اجازه می دهند که حقوق آن ها را زیر پا بگذارند.
مریم کریمیان
کاربر فعال | ۴۲ | ۹۹ | ۷ آذر ۱۳۹۴
باید ها در زندگی زناشویی

باید همسر شما نفر اول و 80 درصد زندگی شما باشد

نفر اول بودن دو جنبه و معنی دارد :اول اینکه همسر شما 80 درصد زندگی شما و بقیه پدر و مادر – خانواده - بچه ه ا- شغل – دوستان – دیگران و همه و همه 20 درصد زندگی شماست

البته به این معنی نیست که بگویید من مهم هستم یا شغلت؟ پس کار نکن یا اینکه من مهم هستم یا دستشویی ؟ پس دستشویی نرو و بنابراین وقتی می گوییم 80 دردصد یعنی در مجموع و قرار نیست کسی بچه بازی در بیاورد

دوم اینکه در شرایط مساوی همیشه همسرتان انتخاب می شود ، یعنی مثلاً روزی مادرتان می گوید بریم سینما و همسرتان می گوید بریم تئاتر شما باید به حرف همسرتان گوش دهید و بیخودی بازی در نیاورید که مادرم است و مرا بزرگ کرده است و پیر است و چند روز دیگر میمیرد و بعد عذاب وجدان می گیرم و...

شما قرار است مواظب زندگی خودتان باشید و اگر مادرتان زندگی خوبی نداشته علتش این است پدرتان این نکته را رعایت نکرده و او را نفر اول زندگی خود قرار نداده...

همچنین بین همسر و بچه ها نیز شما باید طرف همسرتان را بگیرید چون بسیاری از تحقیقات علمی نشان داده است که نفر اول بودن بچه در زندگی او را وابسته میکند و آسیب های فراوان و جبران ناپذیری برای بزرگسالی او به وجود می آورد

باید همسر شما نفر اول و 80 درصد زندگی شما باشد.
سایه
کاربر فعال | ۱۰ | ۳۸ | ۸ آذر ۱۳۹۴
همسر آزاری و نشانه های آن

برای اینکه نام‌تان در فهرست همسرآزارها جا بگیرد، نیازی نیست که شریک زندگی‌تان را کتک بزنید و چماق به دست بالای سرش بایستید. گاهی انجام رفتارهای ساده‌ای که خودتان هم از کودکی با آنها بزرگ شده‌اید یا در میان آدم‌های دور و برتان دیده‌اید، می‌تواند شما را به داشتن رفتارهای خشونت‌آمیز متهم کند. می‌خواهید از قالب‌های کلیشه‌ای که خیلی از زوج‌ها براساس آن رفتار می‌کنند بیرون بیایید و سلامت زندگی مشترک‌تان را بالاتر ببرید؟ پس این زنگ خطر‌ها را بشناسید. اگر شما تنها 7 نشانه از این 9 نشانه را در ارتباط‌تان بروز می‌دهید، باید بگوییم که از همسرتان سوءاستفاده می‌کنید و به همسرآزاری مبتلا هستید.

برای هم اسم می‌گذارید؟
همسرتان را با واژه‌هایی مثل «کدو» یا «لاک‌پشت» صدا می‌کنید و ایرادهای او را با نسبت دادنش به یک موجود زنده به رخش می‌کشید؟

گذاشتن اسم به‌دليل تحقیر یا نسبت دادن یک ویژگی ناپسند روی شریک زندگی‌تان، می‌تواند یکی از نشانه‌های این رفتار باشد. درست است که روانشناسان هم توصیه می‌کنند در یک رابطه عاشقانه، یک اسم لطیف و عاشقانه را برای همسرتان انتخاب کنید و هرازگاهی با آن واژه صدایش کنید اما اسم‌های تحقیر کننده هرگز در این گروه جا نمی‌گیرد. عاشق‌هایی که خشونت کلامی را در رفتارشان بروز می‌دهند به‌ جای انتقاد از همسرشان ویژگی‌های او را به شکلی تحقیر کننده بیان می‌کنند و مثل یک برچسب آن را روی همسرشان می‌چسبانند. مهم نیست که این واژه‌ها با آرامش و خنده به زبان بيايد یا با یک لحن تند. این صفت‌ها در هر شرایطی که ادا شوند، به ارتباط شما آسیب می‌رسانند. اگر می‌خواهید دست از این خشونت بردارید در مورد ویژگی‌های منفی همسرتان با او صحبت کنید و به‌جای اسم‌گذاری روی او، با هم برای محو کردن این ویژگی‌ها تلاش کنید.

رئیس زندگی شما هستید؟
به‌دليل اینکه اتومبیل یا خانه به نام شما باشد یا پس‌اندازتان در حساب شما قرار داشته باشد، با همسرتان بحث می‌کنید و دوست دارید کنترل تمام دارایی‌ها یا تصمیم‌گیری‌های زندگی مشترکتان دردست شما باشد؟

اگر شما به مشترک بودن این زندگی اعتقادی ندارید و گمان می‌کنید همسرتان با دادن تمام اختیارات و دارایی‌ها به شما، عشقش را نشان می‌دهد، خشونت رفتاری اساس زندگی مشترک شماست. زندگی با چاشنی خشونت رفتاری، اقتدار شما را در این رابطه بیشتر نمی‌کند بلکه قدرت کاذبی را برایتان می‌سازد که ممکن است با ساده‌ترین اتفاق از دست برود. فراموش نکنید یک رابطه عاشقانه، میدان قدرت‌نمایی نیست.

داد می‌زنید و فحش می‌دهید؟
از خانه مادر شوهرتان برگشته‌اید و به‌دليل دخالتی که در تصمیم‌گیری‌های خانوادگی‌تان کرده‌اند با همسرتان کلنجار می‌روید؟ وقتی شما را با توضیحاتش قانع نمی‌کند صدایتان را بالا می‌برید و اگر دعوا خیلی جدی شود و خانواده او مقصر اختلافات شما باشند به ناسزا یا نفرین کردن متوسل می‌شوید؟

حتی در بدترین لحظات هم نباید بگذارید منطق از ارتباط شما فراری شود و خشونت کلامی یا رفتاری جایش را بگیرد. ناسزا گفتن، داد زدن و به کرسی نشاندن حرف با ترساندن همسرتان هم در گرو رفتارهای خشونت‌آمیز جا می‌گیرد. مهم نیست که حق تا چه اندازه با شماست. از همان لحظه‌ای که رفتار شما از دایره منطق خارج می‌شود، دیگر حق با شما نیست.

مدام تهدید می‌کنید؟
کلمه اگر«در زندگی شما نقش اساسی را بازی می‌کند؟ مدام برای همسرتان خط و نشان می‌کشید و جملاتی از این قبیل را همراه با چاشنی تهدید به زبان می‌آورید؟ «اگر تا این ساعت خانه نباشی»، «اگر فلان خرج را برای خانه نکنی»، «اگر امروز به این مهمانی نرویم»، «اگر با فلانی صمیمی شوی» و ... .

حتی اگر چنین ادعاهایی را به شوخی بیان کنید، شما یک همسرآزار هستید. هر نوع تهدیدی که به تغییر رفتار همسرتان تبدیل شود، گرچه شما را به خواسته‌تان می‌رساند، اما در نهایت به زیان ارتباط‌تان تمام می‌شود. شما حق ندارید برای تغییر دادن رفتار او به مقابله به مثل تهدیدش کنید یا او را از برخوردی که با خانواده‌اش خواهید کرد، بترسانید.

او را قربانی می‌کنید؟
وقتی همسرتان از شما در مورد پول زیادی که برای خریدن چند لباس صرف کرده‌اید، سؤال می‌کند، او را به عنوان مقصر معرفی می‌کنید و می‌گویید «اگر حرصم را درنمی‌آوردی و اگر مرا این همه تنها نمی‌گذاشتی این کار را نمی‌کردم؟»

مقصر جلوه دادن همسرتان به‌دليل رفتاری که انجام داده‌اید یا اعلام اینکه رفتار من واکنشی به کارهای تو بود، در گروه خشونت رفتاری جا می‌گیرد. هرگز برای پوشاندن اشتباهات‌تان، کاستی‌ها و اشتباهات همسرتان را به رخش نکشید و نگویید اگر تو این عیب‌ها را نداشتی، من هم انسان کاملی می‌شدم. اگر قرار است با هم زندگی کنید، بهتر است همدیگر را با تمام کاستی‌هایتان بپذیرید و به جای ساختن یک چماق از آنها با همکاری هم برای تغییر دادنشان تلاش کنید.

بار زندگی را روی دوش او می‌اندازید؟
همسرتان را به عنوان ماشین پولسازی می‌بینید و تا زمانی به او و توانایی‌هایش اطمینان دارید که رفاهی که انتظار دارید را برایتان به وجود بیاورد؟ یا اینکه چون شما خرج زندگی را می‌دهید انتظار دارید کارهای خانه را بدون کم و کاست انجام دهد و در زندگی‌تان قانون‌های سفت و سختی را به عنوان «وظیفه‌ات است» تعریف می‌کنید؟

نادیده گرفتن توانایی‌ها و شرایط همسرتان و داشتن انتظارات نامعقول از او نشانه همسرآزاری است. اگر انگیزه شما برای ازدواج یا داشتن رفتار مناسب با همسرتان، درآمدی است که به خانه می‌آورد یا اگر به دليل توانایی همسرتان در نظافت منزل یا آشپزی او را سرزنش می‌کنید و با دیگران مقایسه می‌کنید، شما یک همسرآزار هستید.

با او معامله می‌کنید؟
همسرتان از شما می‌خواهد لحظه سال تحویل را در کنار خانواده‌اش بگذرانید و شما گرچه دوست دارید در آن زمان در کنار خانواده خود باشید اما گمان می‌کنید، می‌توانید از این نمد، قبایی برای خود ببافید. پس در مقابل لطفی که به همسرتان می‌کنید، از او برای رفتن به سفری که دوست دارید یا خرید چیزی که می‌خواهید قول می‌گیرید.

باجگیری و معامله کردن در زندگی مشترک هم نوعی خشونت رفتاری است. اگر شما یک همسرآزار باشید، به هر خواسته او به چشم فرصتی برای رسیدن به خواسته‌هایتان نگاه می‌کنید اما مراقب باشید و فراموش نکنید که زندگی میدان رقابت نیست. اگر شما با همسرتان معامله کنید به مرور از او هم یک باجگیر می‌سازید و باعث می‌شوید به‌دليل هر محبتی که در حق‌تان می‌کند، یک امتیاز از شما بگیرد.

با چشم‌غره او را از کاری منصرف می‌کنید؟
همسرتان در مهمانی مشغول صحبت است و شما احساس می‌کنید که نباید آن حرف را بیان کند. احتمالا اولین راهی که برای متوجه کردن او امتحان می‌کنید، چشم‌غره رفتن یا زدن پا به پای اوست.

اگر شما با چشم‌غره یا تهدید کردن غیرکلامی همسرتان، او را از انجام دادن یک کار یا گفتن یک حرف منصرف می‌کنید، شما یک همسرآزار هستید. بسیاری از ما از کودکی با چنین رفتارهایی بزرگ شده‌ایم و این رفتار را از همکارمان گرفته تا فرزندمان، به همه تحویل می‌دهیم. اما وقت آن است که بدانیم این حرکت غیرکلامی در گروه خشونت رفتاری جا می‌گیرند و با حضورشان می‌توانند به زندگی مشترک و روابط اجتماعی ما آسیب برسانند.

دورش حصار می‌کشید؟
شما تعیین می‌کنید که همسرتان با چه کسانی ارتباط داشته باشد یا نه؟ زمانی که دوستان یا خانواده‌تان می‌خواهند به خانه شما بیایند، با کمال میل و بدون اطلاع او پذیرایشان می‌شوید اما حق دعوت کردن مهمان را به همسرتان نمی‌دهید؟

ایزوله کردن همسرتان و دور کردن او از کسانی که دوست‌شان دارد و در کنارشان آرامش می‌گیرد هم در گروه رفتارهای خشونت‌آمیز جا می‌گیرد. اگر انتظار دارید همسرتان تمام گذشته و عزیزانش را کنار بگذارد و جزئی از دوستان و خانواده شما شود، شما یک همسرآزار هستید.
سارا مهدوی
کاربر فعال | ۱۸۷ | ۴۲۰ | ۱۰ آذر ۱۳۹۴
محکوم نکنید!
زن و مرد وقتی به مشاور مراجعه می کنند ، سعی دارند که طرف خود را محکوم کنند. مقصر بدانند، تحقیر کنند، خرد کنند . توجه ندارند وقتی من همسرم را خرد و خاکشیر کنم ، چگونه دیگر می توانم با او زندگی کنم. هنر زندگی کردن هنر محکوم کردن نیست! ممکن است همه ما آسیب های روانی داشته باشیم ، عقده و گره روحی داشته باشیم ، حس انتقام جویی داشته باشیم و در مقاطعی خشمگین و پرخاشگرشویم.

قدم اول برای تفاهم در زندگی مشترک این است که یکدیگر را محکوم نکنیم.می توانیم عیوب یکدیگر را با ذکر مورد و نشانه بگوییم. می توانیم علت یابی هم بکنیم. محکوم کردن یعنی بن بست ایجاد کردن. وقتی شما همسرتان را محکوم می کنید باید فاتحه این رابطه را بخوانید. نخستین توصیه این است که سعی کنید به جای محکوم کردن یکدیگر را بشناسیم. این که شوهر من به خانواده خودش علاقه مند تر است ببینیم چرا؟ این که با دختر من رابطه خوبی ندارد ببینیم چرا؟ این که مدام ذهنش مشغول است ببینیم چرا؟ پرخاشگری او برای چیست؟ چرا به زندگی خانوادگی علاقه ای ندارد؟ وقتی شما کسی را محکوم می کنید دیگر نمی توانید او را بشناسید . این طور نیست؟!

چطور اطمینان همسرم را بدست آورم؟
از آن جا که زن نیاز به محبت دارد، باید به او محبت کنی. محبت به زن می تواند از راه گوش باشد: دوستت دارم عزیزم. برای زن این جمله معادل میلیاردها تومان پول نقد است که به او ببخشی! دوم گل در زندگی نقش مهمی ایفا می کند . زن نیاز به امنیت دارد. اگر احساس کند که در کنار همسر امنیت دارد، برای او فداکاری هم می کند. با زن نباید از منطق و عقلانیت و استدلال حرف زد.نمی گویم که زن با منطق و عقلانیت سرو کاری ندارد . دارد، اما گفتمان زن بیشتر احساسی و عاطفی است. باید با او گفتمان احساسی و عاطفی برقرار کرد. همین عبارت دوستت دارم از هزار نوع منطق عقلانی کاربرد بیشتری دارد. بنابراین برای این که اطمینان همسرت را به دست بیاوری ، به او نزدیک شو .

قاتل رابطه زناشویی
عصبی بودن زن و مرد قاتل رابطه زناشویی است. عصبانیت را در تصمیم های آنی می بینید. در صورتی که زن و مرد عصبی باشند ، مصلحت خانواده را فدای گرایش های عصبی خود می کنند . و یا در مواقعی که حق هم با آنان است ، و از طرف مقابل هم غفلتی پیدا شده ، واکنش های تند عصبی و تخریبی نشان می دهند. از این رو هر لحظه رابطه را با نوسان و بالا و پایین رفتن روبرو می کنند.

بهتر است در گفتگو با هم هیجانی حرف نزنیم. لحن و آهنگ کلام خود را پایین بیاوریم. نفوذ کلام بیشتر می شود و ما نیز در برابر تحریک به خشم دیر تر برانگیخته می شویم و شاید هم نشویم . فاصله ای که بین بروز خشم و واکنش اتفاق می افتد ، می تواند ما را سر عقل آورد و خشونت های لفظی نکنیم و در صورتی که طرف ما هیجانی شد ، ما دیرتر در مقام پاسخ برمی آییم جو آرام می شود. این فاصله باعث می شود که ما دست از تعبیر و تفسیر های برانگیزاننده بر داریم.

قدری در کنش ها و واکنش ها تامل کنیم . در صورتی که دست از برخوردهای هیجانی برداریم ، می توانیم عاقلانه تر فکر کنیم و تصمیم بگیریم . می توانیم وضعیت نشستن و برخاستن خود را تغییر دهیم . می توانیم در این فاصله تصمیم بگیریم که محل را ترک کنیم تا موجب درگیری های بیشتر نشود.می دانیم که خشم ما ناشی از فکر و تعبیر و تفسیر و بعد به هم ریختن ترکیبات هورمونی و بیوشیمی خون است. وقتی فضا را تغییر دادیم شرایط روانی و عصبی ما نیز به فوریت تغییر می کند. ما برنامه ریزی شده و شرطی هستیم. یعنی با عادت های گذشته عجین شده ایم . تنها با تغییر وضعیت و فضا می توانیم عادت ها را در نطفه خفه کنیم. در غیر این صورت تسلیم عادت می شویم و از نو دسته گل به آب می دهیم.
مامان هانی
کاربر فعال | ۶۸ | ۸۸ | ۱۵ آذر ۱۳۹۴
مراقب باشید،دلزدگی زناشویی بیخ گوش شماست !

«نگاهش بهت زده است. هنوز باورش نمی شود. مردی که چند متر آنطرف روی صندلی های روبرو نشسته است هنوز همسر قانونی اوست. باورش نمی شود این جا نشسته باشند. روی صندلی های راهرو دادگاه خانواده انتظار می کشند. نامشان خوانده و تکلیف شان روشن شود. انگار همین دیروز بود عشق پرشور روزهای ماه عسل را داشتند تجربه می کردند، انگار همین دیروز بود روزهای آشنایی. انگار همین دیروز بود قلبش موقع دیدنش با شدت بیشتری می زد.

اما حالا چه؟ حالا که دل شان از هم زده شده بود. حالا که حتی حضور همدیگر را نمی توانستند تحمل کنند. حالا که دیگر برای هم تازگی نداشتند. آن عشق پرشور کجا رفته بود؟ چرا آنها فقط در عرض پنج سال از آن عشق پرشور به این صندلی های رنگ و رو رفته رسیده بودند؟»

شاید دلزدگی از همسر آنقدر چیز واضحی باشد که به نظرتان نیازی به تعریف نداشته باشد اما یک تعریف دقیق به شما کمک می کند متوجه شوید آیا دلزدگی زناشویی در زندگی شما هم وجود دارد یا نه. خیلی از زوج ها به غلط ملال ها و دلخوری های کوچک خودشان را به دلزدگی تعبیر می کنند.

دلزدگی زناشویی چیست؟

1- نشانه های جسمی
بعضی افراد اصلا دلزدگی را یک نوع احساس خستگی و کسالت، دلزده ها علامت هایی مثل بی حالی، سردردهای مزمن، دردهای شکمی و بی اشتهایی یا پرخوری هم از خودشان نشان می دهند. دلزده ها از نظر جسمی هم از پا می افتند.

2- نشانه های عاطفی
دلزده ها قبل از هر چیز احساس آزردگی می کنند. آنها حس می کنند در زندگی مشترک اذیت می شوند. تمایلی به حل مشکلات نشان نمی دهند و امیدی هم ندارند مشکلاتشان حل شود. گاهی این ناامیدی و اندوه آنان را به وادی افسردگی می کشاند. آنها احساس می کنند زندگی پوچ و بی معنایی دارند. حس می کنند کسی را در زندگی ندارند که از آنها حمایت عاطفی کند.

3- نشانه های روانی
دلزده ها خودشان را باور ندارند، حس می کنند شکست خورده اند و خودشان را دوست ندارند. درست همین احساسات را نسبت به همسرشان هم دارند. آنها دیگر نه همسرشان را قبول دارند و نه می توانند او را دوست داشته باشند.

چرا دلزدگی پیش می آید؟

1- توقعات غیرمنطقی و غیرواقع بینانه
گاهی توقعات ما آنقدر بالا و غیرواقع بینانه است که ازدواج با هر فرد دیگری هم نمی تواند آن توقع ها را برآورده کند. مثلا زنی که توقع دارد شوهرش که از صفر زندگی را با او شروع کرده باید یکساله هم خانه و هم ماشین بخرد معلوم است با دیدن واقعیت دلزده می شود.

2- گذشتن از فاز هیجانی اول ازدواج
وقتی زن و شوهر از فاز هیجانی و عاطفی اول ازدواج بیرون می آیند، هر حادثه کوچکی را بهانه می کنند تا به همسرشان یک برچسب منفی بزنند. در این مواقع سکوت مردها نشانه بی احساسی شان تلقی می شود و یک بار محبت نکردن زن ها نشانه نامهربانی شان.

3- نگفتن احساسات به یکدیگر
اگر همسران نیازهای خود را مطرح نکنند یا در رابطه با همدیگر پی به نیازهای یکدیگر نبرند و به راه حل مثبتی برای برآورده کردن نیازهایشان نرسند، خطر دلزدگی دو چندان می شود.

با دلزدگی زناشویی چه کار کنیم؟

1- توقع هایتان را منطقی و منصفانه کنید
روانشناسان می گویند توقع های غیرمنطقی بیشترین ارتباط را با دلزدگی زناشویی دارد. اینکه ما باور داشته باشیم توافق نداشتن باعث تخریب رابطه است اولین باور غیرمنطقی است. باید یاد بگیریم اختلاف نظر طبیعی است و نباید آن را منفی تفسیر کنیم. اینکه باور داشته باشیم رفتارهای همسرمان تغییر نمی کند هم غیرمنطقی و غیرمنصفانه است. اینکه توقع داشته باشیم همسرمان ذهن ما را بخواند هم غیرمنطقی است. باید خودمان نیازهای مان را به زبان بیاوریم و توقع نداشته باشیم همسرمان ذهن مان را بخواند.

کمال گرایی های جنیستی هم از جمله باورهای غیرمنطقی است که به دلزدگی زناشویی می انجامد. اینکه همیشه از همسرمان توقع داشته باشیم در همه شرایط و مواقع با ما رابطه جنــسی تام و تمام داشته باشد. در نهایت اگر ما تفاوت های بین جنسـیت خودمان و جنـسیت همسرمان را نشناسیم و توقع داشته باشیم همسرمان هم مثل خودمان مردانه یا زنانه عمل کند باعث دلزدگی زناشویی می شود.

2- خودتان رابطه را تازه نگه دارید
در روزهای اول ازدواج همه چیز تازه و هیجان برانگیز است اما وقتی که همه چیز تکراری شد، زن و شوهر کم کم از هم دلزده می شوند. در این مواقع گذاشتن انرژی برای رابطه می تواند آن را همچنان هیجان برانگیز نگه دارد. سعی کنید همسرتان را غافلگیر کنید، هر چند وقت برنامه دو نفره هیجان برانگیزی برای هم بگذارید. به هم ابراز احساسات کنید. اگر مشکلی هم پیش آمد با هم مطرحش کنید یا با مشورت گرفتن از یک مشاور خانواده آن را حل کنید.
مامان هانی
کاربر فعال | ۶۸ | ۸۸ | ۱۵ آذر ۱۳۹۴
ده نكته خوب

١_ ترسناك ترين جای جهان ذهن شماست .

٢_ عمل باشيد نه عكس العمل ، صدا باشيد نه انعكاس صدا .

٣_ مراقب بدن خود باشيد ، زيرا تنها جايی است كه تا آخر عمر در آن زندگی می كنيد .

٤_ اجازه ندهيد رفتار ديگران آرامش درونی شما را بهم بزند .

٥_ آرزو كردن برای اينكه جای شخص ديگری باشيد ، يعنی ناديده گرفتن خودتان .

٦_ ارزش شما با رفتار ديگران با شما ، تعيين نميشود.

٧_ اگر كسی كار اشتباهی انجام داد، همه خوبی هايش را فراموش نكنيد .

٨_ قهرمان بودن يعنی ايمان به خود ، وقتی ديگران به شما اعتقادی ندارند .

٩_ كسانی كه در گذشته زندگی می كنند ، آينده خود را محدود می كنند.

١٠_ هيچ يك از ما برنده يا بازنده به دنيا نيامده ايم ، انتخاب كننده به دنيا
آمده ايم .
سارا مهدوی
کاربر فعال | ۱۸۷ | ۴۲۰ | ۱ دی ۱۳۹۴
سلام دوستان
خب ما اون 3 تا موضوعی که مورد نظر بودو مطرح کردیم و الان وقتشه که برای سری جدید کارگاه روانشناسیمون موضوع های جدید انتخا بکنیم تا باز هم با هم بررس یکنیم و از اطلاعات هم استفاده کنیم
لطفا پیشنهاداتتونو بگید
پیشنهادای خودم :
خودشناسی
آداب قرار ملاقات ها و مهمانی ها

آسیه معصومی
کاربر فعال | ۱۱۴ | ۳۰۶ | ۵ دی ۱۳۹۴
سارا جان سلام
من با موضوعاتی که مطرح کردی موافقم
صدف .ع
کاربر فعال | ۷۲۱ | ۱٫۱k | ۷ دی ۱۳۹۴
سلام
منم موضوع (( راهکارهای رفع حسادت فرزندان به هم )) را پیشنهاد میدم
مامان هانی
کاربر فعال | ۶۸ | ۸۸ | ۸ شهریور ۱۳۹۵
مدرسه کلوب
صدف .ع : 
سلام
منم موضوع (( راهکارهای رفع حسادت فرزندان به هم )) را پیشنهاد میدم
مدرسه کلوب

این خیلی موضوعه خوبیه

میشه لطفا مثل قبل ادامه بدیم 8

مریم کریمیان
کاربر فعال | ۴۲ | ۹۹ | ۱۶ شهریور ۱۳۹۵
سارا جوووون کجااایییی؟
 

مدرسه یاب، جستجوی مدارس

در حال بارگذاری...

برای نظردهی، کلیک کنید