مرسی دوستان از نظرات خوبتون.
اول بین ایروبیک و پیلاتس مونده بودم بعدش بین ایرودنس و ایروبیک و پیلاتس و بدنسازی و هزارتا چیز دیگه.اما در نهایت گفتیم بریم همه رو به ترتیب ثبت نام کنیم ببینیم از کدوم خوشمون میاد و همونو ادامه بدیم.(خودمم همراه دخترم ثبت نام کردم.)
حالا می خوام تجربه هامو از دوره هایی که رفتم بگم..
از ایروبیک شروع کردیم.
اسفند ماه بود که ایروبیک ثبت نام کردیم. با خودمون گفتیم زمستونه سوخت و ساز بدن پایین اومده با ورزش اینجوری سوخت و ساز بدنمون رو هم زیاد کنیم.
کلاسهای ایروبیک خیلی خوبه و من که خیلی لذت میبردم. همزمان بدن و ذهن آدم رو درگیر میکنه.
وقتی داری ایروبیک کار می کنی نمی تونی همزمان به این فکر کنی که "شام چی بپزم" یا فلانی چرا اینجوری شد و.." چون باید حواست به ریتم آهنگ باشه و هماهنگ با بقیه حرکات رو انجام ندی و جا نمونی و مهم تر از اون اینکه مدام به حرکات اولیه حرکت جدید اضافه میشه و زنجیروار ادامه پیدا می کنه.
خیلی کلاس ایروبیک رو دوست داشتم و با تعمیم دادن تجربه ی خودم به دخترم هم احساس رضایت می کردم چون مطمئن بودم که دختر جوان من با یه عالمه مشغله ی فکری مختص به سن خودش در مدت زمان این کلاس از همه ی اون افکار فاصله می گیره

بعد از عید تصمیم گرفتیم که پیلاتس رو تجربه کنیم.
در کلاسهای پلاتس که در یه سالن با کولر گازی و سیستم صوتی خیلی خوب که از اون آهنگهای ملایم و گوش نواز گروه اکسیژن و انیگما و .. پخش میشد خیلی حال و هوای خوبی بهم میداد . یه حس آرامش . وقتی در اون شرایط هوای خوب و تمیز و آهنگ ملایم با حرکات کششی و تعادلی با دقت به خودت در آینه های باشگاه نگاه می کنی باعث میشه که خیلی به خودت فکر کنی . به ظاهرت به افکارت به مسائلی که برات گذشته ، غم ها و شادیهات.. یه وقتهایی با غرق شدن تو افکارم بغضم می گرفت و به فکر کارای ناتمومم میوفتادم.این موقع ها بیشتر تعادلمو از دست میدادم.
اما یه وقتهایی که به چیزهای خوب فکر می کردم ، خیلی حرکات تعادلی رو بهتر انجام میدادم.
باورتون میشه ازین حربه استفاده کردم ، با همه ی شناختی که از دخترم دارم اما بعضی وقتها غافل میشدم که الان شرایط روحیه نیلوفر چه جوریه.. وقتهایی که میدیدم نیلوفر تعادل نداره یا خیلی رو حرکات تمرکز نمی کنه می فهمیدم باید یه مشکلی باشه و ...
جالبه که احساس مس کردم اونم این جریان رو راجع به من در نظر داره . از اون جایی که من مادر هستم و در مورد مشغله هام با دخترم خیلی صحبت نمی کنم ، پیلاتس یه جورایی مچمو باز کرد.
اردیبهشت کلاسهای ایرودنس رو رفتیم که اول کلاس با حرکت های ایروبیک خودمونو گرم می کردیم و بعدش خانم مربی چندتا حرکت هیپ هاپ باهامون کار می کرد. راستش برای سن من مناسب نبود اما دخترم خوشش میومد و دوست داشت. کلاس هم شادابیه خوبی داشت.
الان هم بعد از چند ماه و این چند ترم ، کلاس های فیتنس ثبت نام کردیم.
این ترم که تموم شد میام براتون تعریف می کنم
