۱۹۶٫۴k
 

شعرهای کودکانه کوتاه

لیلا -
کاربر فعال | ۱۳۴ | ۳۱۲ | ۳ دی ۱۳۹۲
شبیه بچه هستم

مثل یه همبازیم

خیلی قشنگ و نازم

همیشه تو بازیم

وقتی تو تخت خوابم

چشامو زود می بندم

چشام همیشه بازه

وقتایی که بلندم

تو بازی، من یه بچم

مامان من دختران

شاید که شعر بخونم

شاید بگویم مامان
 
صدف .ع
کاربر فعال | ۷۲۱ | ۱٫۱k | ۱۸ دی ۱۳۹۲

ای وای خوابیده / این ساعت تنبل

هر روز می گردم / دنبال راه حل

من باز دیرم شد / جا ماندم از سرویس

چایی شده چپه / پیراهن من خیس

نه خورده ام لقمه / نه شیر، نه چایی

پوشیده ام از هول / یک جفت دمپائی



شاعر : سعیده موسوی زاده
صدف .ع
کاربر فعال | ۷۲۱ | ۱٫۱k | ۱۸ دی ۱۳۹۲


وقت غذا که میشه
چه روز چه شب همیشه

با آب گرم و صابون
خوب می شوییم دستامون

با یاد و نام الله
اول میگیم بسم الله

آروم غذا می جویم
وقتی که ما سیر شدیم
الحمدالله میگیم

شکر میکنیم خدا را
که آفرید غذا را
صدف .ع
کاربر فعال | ۷۲۱ | ۱٫۱k | ۲ بهمن ۱۳۹۲
پریا

یکی بود یکی نبود
زیرِ گنبدِ کبود
لُخت و عور تنگِ غروب سه تا پری نشسّه بود.


زار و زار گریه می کردن پریا
مثِ ابرایِ باهار گریه می کردن پریا.


گیسِ شون قدِ کمون رنگِ شبق
از کمون ُبلَن تَرَک
از شبق مشکی تَرَک.
روبروشون تو افق شهرِ غلامای اسیر
پشت شون سرد و سیا قلعه افسانه ی پیر.

از افق جیرینگ جیرینگ صدای زنجیر می اومد
از عقب از توی برج ناله ی شبگیر می اومد...

« ـ پریا! گشنه تونه؟
پریا! تشنه تونه؟
پریا! خسته شدین؟
مرغ پر بسّه شدین؟
چیه این های های تون
گریه تون وای وای تون؟»

پریا هیچ چی نگفتن، زار و زار گریه میکردن پریا
مث ابرای باهار گریه می کردن پریا
مهربان
کاربر فعال | ۱۴۴ | ۳۸۷ | ۶ بهمن ۱۳۹۲
تو چشمای مادرم عکس خودم رو دیدم
چشمای مادرمو رو تو دفترم کشیدم

مثل یک آیینه بود من اون تو پیدا شدم
اما آخه چه جوری تو چشم اون جا شدم
مهربان
کاربر فعال | ۱۴۴ | ۳۸۷ | ۶ بهمن ۱۳۹۲
ای بچه بی دندون
نرو سراغ قندون
شب خواب بد مبینی
خواب یه گرم گنده
که دندوناتو خورده
نگین ملکی
کاربر فعال | ۳۶۶ | ۱٫۲k | ۷ بهمن ۱۳۹۲
دستم داره پنج انگشت
میبندمش میشه مشت
وا میکنم پا میشه
میچرخه و تا میشه
انگشتا بچه هاشن
هر جا بره باهاشن
قشنگ و زیبا هستند
یه خانواده هستند
نسیبه حاتمی
کاربر فعال | ۸۷ | ۲۱۳ | ۸ بهمن ۱۳۹۲
شعر کودکانه :

دودست دارم دو پا دارم
داد میزنم صدا دارم
دو چشم دارم دو ابرو
روی سرم پر از مو
دو گوش دارم یه چونه
یه گردن و دوشونه
چشمامو هی میبندم
لب دارم و میخندم
بهناز لطیفی
کاربر فعال | ۱۵۳ | ۵۳۳ | ۹ بهمن ۱۳۹۲

تو که ماه بلند آسمونی. منم ستاره میشم دورت میچرخم
تو که ستاره میشی دورم میچرخی منم ابری میشم روت رو میگیرم
تو که ابری میشی رومو میگیری منم بارون میشم نم نم میبارم
تو که بارون میشی نم نم میباری منم سبزه میشم سر در میارم
تو که سبزه میشی سر در میاری منم گل میشم و پیشت میشینم
تو که گل میشی و پیشم میشینی منم بلبل میشم چهچه میخوم

بهناز لطیفی
کاربر فعال | ۱۵۳ | ۵۳۳ | ۹ بهمن ۱۳۹۲
آب آب آب اومد
کدوم آب
همونی که چوبه رو برد
کدوم چوب
همونی که پشت در بود
کدوم در
همونی که شب نبستیش
کدوم شب
همون شب که گرگه اومد
کدوم گرگ
همونی که مرغه رو برد
کدوم مرغ
همون مرغ زرد پا کوتاه گردن طلا
صد تومن دادم نفروختیش
گرگه اومد و بردش
روباهه شست و خوردش
بهناز لطیفی
کاربر فعال | ۱۵۳ | ۵۳۳ | ۹ بهمن ۱۳۹۲
اتل متل توتوله

بچه ی خوب چه جوره؟

بچه ی خوب می دونه

دروغ یه کار زشته

آدمی که راست میگه

جاش میون بهشته

مامان گفته عزیزم،

کودک خوب و دلبند
بهناز لطیفی
کاربر فعال | ۱۵۳ | ۵۳۳ | ۹ بهمن ۱۳۹۲
کتری آب جوشم

همش دارم می جوشم

وقتی که داغ ِ داغم

هرگز نیا سراغم

اینکار کارِ مامانه

مامان چه مهربانه
بهناز لطیفی
کاربر فعال | ۱۵۳ | ۵۳۳ | ۹ بهمن ۱۳۹۲
تو خواب دیدم که کفشم پاره شده حسابی
دویدمو دویدم کنار نهر آبی
یه کفش دوزک و دیدم
قشنگ و خال مخالی
می دوخت یه کفش پاره
پقد تمیز و عالی
اون کفشمو درست کردفقط با یه اشاره
انگار که توی دستش عصای جادو داره
نسیبه حاتمی
کاربر فعال | ۸۷ | ۲۱۳ | ۹ بهمن ۱۳۹۲
اینم ی شعر کودکانه دیگه که خیلی هم آموزنده س

دویدمو دویدم

به یک اتو رسیدم

گفتم چه دم درازی

میای با من تو بازی

اتو دمش را تاب داد

با ناز به من جواب داد

خطر داره بازی با من

نشو تو همبازی من

تنم همیشه داغه

یه چشم دارم چراغه

پیف می کنم پاف می کنم (اتو بخار هست عزیزان )

پیرهنت و صاف میکنم
صدف .ع
کاربر فعال | ۷۲۱ | ۱٫۱k | ۱۰ بهمن ۱۳۹۲
لیلا -
کاربر فعال | ۱۳۴ | ۳۱۲ | ۱۲ بهمن ۱۳۹۲

شعر کودک : بهداشت :

برای ما بچه ها

یه دوست خوب بهداشت

باید که دوست خوب و

توی خونه نگه داشت

مسواک و حوله باید

چرا باشه همیشه؟

هر کس اینو بدونه

هرگز مریض نمیشه

قبل از غذا می شوریم

دست و با آب و صابون

تا میکروبا نباشن

کنار سفره مهمون

برای ما بچه ها

یه دوست خوب بهداشت

دوستی که رو لبامون

گلای خنده می کاشت

شاعر: عبای آقا خانی
آسیه معصومی
کاربر فعال | ۱۱۴ | ۳۰۶ | ۱۳ بهمن ۱۳۹۲


خدا خدای زیباست/صاحب کل دنیاست
صاحب ماه و خورشید/صاحب کوه و دریاست
هر جا رئیسی داره/کارخونه و اداره
رئیس یک اداره /کار زیادی داره
خدای مهربون هم/خالق این جهان است
رئیس این جهان هم/خدای مهربان است
شاعر:رودابه حمزه ای
آسیه معصومی
کاربر فعال | ۱۱۴ | ۳۰۶ | ۱۳ بهمن ۱۳۹۲
شعر مدرسه موشها :

ک مثل کپل
صحرا شده پر ز گل

گ مثل گردو

بنگر به هر سو

ب مثل بهار
فکر کن بسیار

پ مثل پسته
نباش خسته

م مثل موش
دیون دیون موش
برخیز و بکوش
برخیز و بکوش

خ مثل خونه
نگیر بهونه

آ مثل آواز
قصه شد آغاز
آسیه معصومی
کاربر فعال | ۱۱۴ | ۳۰۶ | ۱۳ بهمن ۱۳۹۲

دویدم و دویدم

به مورچه ای رسیدم/ مورچه رو کله قند بود/ براش کوهی بلند بود / کوه سفید و شیرین / مورچه ببر به پایین / بابام داره


قندشکن و تیز میکنه / کوهتو ریز ریز می کنه / یه وقت تو رو جیـــــز میکنه! / خدانکرده مُفتی / از اون بالا میفتی /


نگی به من نگفتی
آسیه معصومی
کاربر فعال | ۱۱۴ | ۳۰۶ | ۱۴ بهمن ۱۳۹۲

میو میو ملوسم

گربه ی لوس ِ لوسم

هلیله و بلیله دو چشم دارم دو تیله

چنگال ِ تیزمو ببین

موی تمیزمو ببین

یه دم دارم درازه

ببین چه نازه نازه

گربه ی باهوشم من

شکارچی موشم من

همیشه گوش به زنگم

یه موش بیفته چنگم 

 

مدرسه یاب، جستجوی مدارس

در حال بارگذاری...

برای نظردهی، کلیک کنید