۳۰٫۲k

خاطره یه روز به یاد ماندنی

عرفان سهيلي
کاربر فعال | ۳۴۰ | ۴۹۴ | ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
مدرسه کلاب
زهرا احمدی : 

یادمه بچه که بودم از اشکنه خیلی بدم میومد. یه روز ظهر که نهار اشکنه داشتیم مدرسمم دیر شده بود کلی واسه مامان خدا بیامرزم ناز کردم و نهار نخورده رفتم مدرسه. وسط زنگ اول از بلندگوی دفتر مدرسه صدام کردن!!! وقتی وارد شدم روی میز مدیرمون قابلمه اشکنه بود! مامانم کنار مدیر :) خلاصه تو رو در بایستی نهارمو خوردم و برگشتم سر کلاس.

دلم واسه مادرم و اون روزا خیلی تنگ شده. خدا بیامرزدش
مدرسه کلاب
خيلي باحال بود خدا مادر رو رحمت كنه

مدرسه یاب، جستجوی مدارس

در حال بارگذاری...

برای نظردهی، کلیک کنید