وای صدف جان چه کار شجاعانه ای کردی اما پر ریسک خدا رو شکر که بدنت مستعد نبود خواهر کوچک من در دوران کودکی دست زد به زگیل های گردن یکی از بچه های فامیل و هم خودش زگیل گرفت و هم به من منتقل کرد، که درمانش یه مقداری طول کشید چون می بایست یک محلول سفید رنگی رو که از داروخانه گرفته بودیم روی زگیل ها میزدیم تا اون ها خشک شن و بیفتن و بسیار سوزان بود و خارش داشت اگر هم که دستمون بهش میخورد و زگیل کنده میشد که جاش می موند و الان هم من جای سه تا زگیل روی بدنم مونده که یه کوچولو فرو رفته شده مثل اثر واکسن یه ذره بزرکتر.