اگر به فرهنگ جاری در بین خانوادههای ما نگاه کنیم،میبینیم که حرف اول را مسائل اقتصادی میزند و احتمالا آخرین حرف را ممکن است امور فرهنگی و یا کتابخوانی در خانواده بزند.
در مدارس ما حفظ کردن درس و بیصدا بودن دانش آموز،یکی از معیارهایی رایج است.
حال ، بچهای که در خانه و مدرسه، مدام در قید و بند و محدودیت بوده،وقتی به جمع دوستانه میرسد،انفجاری در آن محدودیتها و ممنوعیتها به وجود میآورد. او حالا سرشار از خواستههای سرکوب شده است. بنابراین،شیطنتی در رفتارش وجود دارد و به سمت چیزهایی پیش میرود که ممکن است اخلاقی هم نباشد. کوچه و خیابان هم یکی از جاهایی ست که نقش مستقیمی روی تربیت بچه دارد. آنچه در کوچه و خیابان میبینیم،یک فضای کاملا غیر فرهنگی است. شاهد عجله و شتابی در خیابان هستیم که به هیچ وجه تمایلی در ما ایجاد نمیکند که به سمت کتاب خواندن پیش برویم.
مطمئنا از جلوی کتاب فروشیها که رد شدیم،آدمهای زیادی را نمیبینیم که آنجا ایستاده باشند. پس فرهنگ جامعه و خیابان،کمکی به فعالیت این جوان نمیکند.
تلویزیون هم یکی از مهمترین عوامل جلوگیری از تربیت بچههای کتابخوان و فعال است. تصور رایج و غلطی وجود دارد که ابتذال را منحصر میکند به فیلم های غیر اخلاقی. درحالیکه ابتذال یعنی آن چه به شعور مخاطب احترام نمیگذارد و چیزی که سهل، ساده و سطحی است.
سریالهای بدون عمق، کارتنهای کاملا سطحی و ساده و جنگ موشک و بمب و غیره که نه تنها ذهن و سلیقه مخاطب را پویا و فعال نمیکند،بلکه فقط وقتش را هدر میدهد و سلیقهاش را نازل میکند.
با توجه به خلقیات یک نوجوان، باید او را جذب گفتههایمان بکنیم تا بتوانیم از او بخواهیم که به مطالعه بیشتر روی آورد.
منبع : مجله کتاب ماه کودک و نوجوان
گردآورنده : مدرسه کلوب