پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره زیبا از او نقاشی کنند.اما هیچکدام نتوانستند،آنها چگونه می توانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه ، نقاشی زیبایی از او بکشند؟؟؟؟
سرانجام یکی از نقاشان گفت که می تواند این کار را انجام دهد و یک تصویر کلاسیک از پادشاه نقاشی کرد. نقاشی او فوق العاده بود و همه را غافلگیر کرد؛ اوشاه را در حالی نقاشی کرد که یک شکار را مورد هدف قرارداده بود؛ نشانه گیری با یک چشم بسته و یک پای خم شده!!!!
چرا ما نتوانیم از دیگران چنین تصویری نقاشی کنیم؛ پنهان کردن نقاط ضعف و برجسته ساختن نقاط قوت آنان!