پژوهشگران در عرصه تربیت کودکان به این نتیجه رسیده اند که ذهن و و دست کودکان به شدت به هم دیگر وابسته هستند. یکی از برجسته ترین این پژوهشگران خانم ماریا مونته سوری مربی کودکان معلول بود که ایشان معتقد بودند باید محیطی فراهم ساخت تا در آن خردسالان از طریق دستکاری وسایل و با مشاهده و تمرینات تکراری خود، از محیط بیاموزند. همچنین اگر میتوان کودکان کمتوان ذهنی را به سطح کودکان عادی رسانید، تواناییهای بالقوهی کودکان عادی چیست؟ به راستی چرا باید سطح آموزشی تا این حد پایین باشد که در پارهای از موارد در تستهای هوش کودکان عادی همتراز کودکان معلول ذهنی باشند؟
در روش مونتهسوری:
کودکان میآموزند که از خود، دیگران و محیط زیست مراقبت کنند.
مبنای کار، خود محوری است و نه رقابتی.
کمک به رشد شخصیت کودک از طریق بهوجود آوردن شایستگی و مهارت.
کمک به تواناییهای بالقوهی کودک در همهی حیطههای زندگی.
والدین جزیی مکمل در آموزش کودکان و بخشی طبیعی از زندگی کلاسی روزمره محسوب میشوند.
پذیرش تغییرات شخصی و علایق کودکان برای تغییرات در نقطه نظرات و عادات روزمرهی آنان است.
آموزش آزادانه همراه با بازی و شادی در طبیعت و زندگی است.
آموزش صلح، همکاری و آرامش از درون ما و خانهی ما شروع میشود. و دهها مورد دیگر.
بنابراین از نظر مونتهسوری که بخشعمدهای از زندگی خود را صرف شناخت کودک و نیازهای وی نمود، تربیت کودکان امری تصادفی نیست و این تنها در سایه دوست داشتن کودک، شناخت مراحل رشد وی و چگونگی برخورد با رفتارهای او است.
یکی از اهداف ما در برگزاری کلاس های رباتیک در پیش دبستان و دبستان، دستیابی به اهداف متعالی این اندیشمند بزرگ در تربیت عزیزان و نونهالان این مرز و بوم و معتقدیم برای درک کودکان و دوست داشتن آنان ابتدا باید علایق و سلایق آنها را شناخت ( کودکان بدلیل دیدن فیلمها و کارتون های گوناگون به لفظ ربات علاقه وافری دارند چه بسا که خود بتوانند رباتی را بسازند) و با درک صحیح از واقعیتهای موجود است که میتوان به این مهم دست یافت.