من معارفه اتیه سازان رو رفتم خیلی تو ذوقم خورد به دلایل زیر
1- یک خانم که گفتند خواهر مدیر مدرسه هستند رو صندلی لم داده بودند ما پدر و مادرها هم عین محصلای قدیم نشسته بودیم پشت نیمکتها همه تو یک کلاس 12 متری ایشون من رو یاد ناظمهای دهه 70 انداختند ازشون نظم یا توجه به مخاطب دریافت نمیشد دلایلش رو به لحاظ احترام به همه دوستان عرض نمی کنم هر سوالی رو که می پرسیدیم با چنان غرور و لحنی جواب میدادند که دیگه ادامه داده نمیشد برای همین اون وسطا خیلی ها رفتند
آخرش هم بدون هیچ توضیحی تموم شد و ما خودمون فهمیدیم باید فرمی که پر کردیم رو دستمون بگیریم بریم تو صف انتظار مثل درمانگاه دولتی تو یک عصر شلوغ روز تعطیل دم اتاق مدیریت حالا یکی بچه دومش بغلش بود می اومد می رفت تو راهرو یکی پسرش کوچولو بود دنبالش می دوید یکی دخترش غرمیزد که تشنه ام یا خسته شدم ما هم دست دخترمون تو دستمون دم اتاق منتظر که نفر قبلی بیاد بیرون که یک خانم بود با مدیر گرم گفتگو اون تو بود ما اون وسط کلی چرخیدیم و زمان کشتیم تانوبت ما شد که در واقع شاید نوبت ما نبود اما کی به کی بود. دخترم رفت تو کسی نگفت ما هم بریم داخل. چند تا سوال ازش پرسیدند اومد بیرون. بعدی ما سه تایی رفتند تو (خانواده). خلاصه اشفته بازاری بود یک خانمی هم مثلا هماهنگ کننده بود که با لبخند تو همون کلاس اول نشسته بودند که علاوه بر مدیریت مراجعین به سبکی که ذکر شد بچه های بین پایه که روی یک پلی کپی مثلا تست میدادند رو نظارت میکردند مادر بچه ها که حدودا 5 تا بودند رو سر بچه ایستاده بودند راهنمایی می کردند سوالات هم قاطی بود (تو اون زمان دو ساعته که کلا منتظر بودیم بریم اتاق خانم مولایی مدیریت به دلیل اینکه برای انتظار در مدرسه جای مشخصی نداشتیم دخترم رو بردم ده دقیقه ای داخل همون اتاق بهش کاغذ دادم نقاشی کنه سوالها رو دیدم که رو میز بچه بقل دست دخترم بود از زمان مبعث پیامبر ص و اینکه در مکه بودند یا مدینه و ... بود تا علوم و ریاضی مادر اون بچه کلافه بود و به من نگاهی انداخت من هم تعجب کردم مدرسه ریاضی محور سوال ریاضیش باید جون دار تر باشه که نبود.) خلاصه قصد جسارت ندارم اما وقتی اومدم بیرون با زهم اون سوال در ذهنم نقش بست که شهریه این مدارس چرا معیار دقیق تری ندارند چرا استاندارد معیینی برای سنجش مدارس نیست وقتی با همین عدله به اموزش پرورش هم رفتم جالب بود که شهریه مدارس رو براساس استیجاری بودن حقوق کادر و معلمین اندازه ملک و .... تعیین می کنند که اینها همه اسنادش از طرف شخصی ارائه میشه که منتفع هست و امکان تغییر مسیر در قضاوت رو میده و الا مشااله راه های قانونی برای محاسبه میزان بیشتر شهریه و هزینه کمتر مدرسه ضمن اینکه هزینه برای اموزش نوعی سرمایه گذاری برای اینده است اما براساس کیفیت دریافتی باید هزینه کرد
جالبه که ما داریم هزینه شارژ مدرسه رو میدیم در واقع نه هزینه اموزش رو مثلا این هزینه مربوط به تجهیز ازمایشگاه ریاضی نیست مربوط به پاداش برای عملکرد مناسب معلمها نیست
القصه
2- زیرساخت مدرسه مناسب بچه ها نبود
به لحاظ حیاط بازی : حیاط وسط که کفش اسفالت بسیار قدیمی بود با یک پله بلند وصل میشد به حیاط اصلی که اونجا یک سرسره بسیار قدیمی بود با کف پوش نامناسب که برای دویدن بچه های کوچولو مناسب نیست
چیدمان و میز و صندلی کلاسها من رو یاد دوران دفاع مقدس انداخت
دستشویی بماند.
ازمایشگاه چیزی به ما نشون ندادند.
من نمیدونم برای مامانهای شاغل که این همه زحمت می کشن تا بچه هاشون رو از صبح به یک محل مورد اعتماد بفرستند بلکه اون ساعتهای بعد از ظهر رو با ارامش بیشتری مشغول کار باشند و نازنین مامانهایی که (بغض گلوم رو گرفته) هر چی دارند حاضرند فدای رشد و پیشرفت بچه و زندگیشون بکنند چطور دلشون میاد اینجور ازشون شهریه می گیرند و اینجور مدیریت می کنند
غرض من قضاوت محیط اموزشی خاصی نیست متاسفانه مبنای تصمیم گیری ما همین جلسات و نهایتا تجربه بقیه مامانهاست و معیار نظارتی درستی از طرف واحد بالاتری نیست تو به مدارس درجه کیفی عطا کنه و یا امار مدارس رو روی سایت بزنه برای قبولی تیزهوشان یا نمونه دولتی و اینکه اسم معلمهای اون مدرسه با تعداد کادر و محصل و سرانه فضای اموزشی به ازاء هر دانش اموز
این اطلاعات رو حتی خود اموزش پرورش هم که میری بهت نمیدن یعنی خیلی جالبه و خیلی عجیبه
اینجوری میشه که ناچاری به مدارسی که اسم در کردند به قول معروف مثل خرد و مهدوی پناه ببری که دیگه این هم نوبرشه که دخترت 1 ساعت تو راه باشه با سن کم تا به مدرسه اش برسه
و اون مدارس هم تاپ ترین ها رو بر میدارن و هنر خودشون میدونن که اگه بچه ای افت کرد عذرش رو بخوان اون وقت مدرسه دولتی میشه جای بچه های طفل معصومی که یا والدینشون اعتقادی به غیر دولتی (غیرانتفاعی) برای ابتدایی ندارند یا نزدیکی اولویت خیلی مهمیه
اینجا میخوام یادی بکنم از معلم کلاس اولم عزیزی که نامش همیشه در خاطرم هست خانم نیکان تبار همون معلمی که خشت اول رو بنا کرد تو یک کلاس شلوغ و با حوصله زیاد
دست همه معلمهای زحمت کش و عاشق رو می بوسم
من به شخصه و ناچار دخترم رو به مدرسه غیر دولتی (غیرانتفاعی) بردم اما با همه ارادتم نتونستم مدرسه دولتی مناسبی پیدا کنم که حداقل همه جاهای نشستن بچه ها استاندارد باشه حدود 50 درصد جاها عوارض پوزیشنی (حالت نشستن) ایجاد می کرد و نیمکتها تا دم کلاس اومده بود فرض کن دخترت برای دیدن تخته 6 ساعت باید گردنش زاویه 60 درجه داشته باشه
القصه حالا اگر بخواهی بین این غیر دولتی (غیرانتفاعی) ها اولویت رو به نزدیکی شون ندی چنان فرایند سخت و کلافه کننده ای رو پشت سر میذاری که نگو
امیدوارم درباره مدرسه آتیه سازان - بهار نو - مهر مینو - مهر اسا خوب تحقیق کنید بعدش تصمیم بگیرید که بد نیست بدونید تو طرح میلاد فرزانگان با هم شریک شدند و این فرزانگان هیچ ربطی به اون فرزانگان تو ذهنها نداره یک موسسه ای ست که تو این چهار تا مدرسه مستقر شده با انجام ازمون دانش اموز جذب میکنه بعدش کلی تبلیغ که ما فرزانگان هستیم وکودک شما پذیرفته شد خدارو شکر و ما بهش معرفی نامه میدیم برای فلان مدرسه (یکی از همین مدارس) اسامی بچه ها رو هم از جاهای مختلف با شماره تلفن والدین به دست میارن اولش هم میگن خدمات مشاوره رایگان دارن که خوب تا مدتها هم ادامه خواهد داشت حتی اگر شما بخواهید مدرسه ای خارج از همین چهار عنوان انتخاب کنید.
امیدوارم درست ترین تصمیمها رو برای دختر عزیزتون بگیرید و بی گدار به اب نزنید که پشیمونی اولین لطمه اش به روحیه دلبند شماست
خدا میدونه که با همه گرفتاریهام فقط به عشق شما اومدم و تجربه ام رو باهاتون درمیون گذاشتم به عشق خانمهایی مثل صنم عزیز دل آرام مهربان سارینا نگین بهناز و اقایون دلسوز این سایت و همه همراهانی که در این لحظه اسم شریفشون در خاطرم نیست ولی احترام به همگی شون در قلبم هست
یا علی
در حال بارگذاری...