زندگی بدون روزهای بــد نمیشود
بدون روزهای اشک و درد و خشم و غم.
اما روزهای بد
همچون برگهای پاییزی، باور کن که شتابان فرومیریزند، و در زیر پاهای تو، اگر بخواهی، استخوان میشکنند، و درخت استوار و مقاوم برجای میماند.
عزیز من
برگهای پاییزی بی شک، به تداوم بخشیدن به مفهوم درخت و مفهوم بخشیدن به تداوم درخت، سهمی از یــاد نرفتنی دارنــد . . .
"با تو هستم روزگار ، پاسخ ام را بده ...
سال ها است که سخت در رنجم
رنجی در فهمیدن ، دیدن و شاید نفهمیدن
فهمیدن آنانی که خیانت می کنند و نفهمیدنی که چرا محبوب ترند!
ای دنیای وارونه ، بازی تو هم غریب است در حماقت آدم ها
اما فریب تو را نخواهم خورد
و بازیگر این بازی و این نقش تو نخواهم شد ...
من نقش خود را خواهم داشت؛
دوست داشتن ، پایبندی ... چیزی بیشتر ، رفاقت!"
فرهنگ افشار
در حال بارگذاری...