۵۴٫۰k
 

اول مهر اولين روز مدرسه....

عرفان سهيلي
کاربر فعال | ۳۴۰ | ۴۹۴ | ۲۶ شهریور ۱۳۹۳

 خاطرات بچه ها و مادر پدرها از اولین روز مدرسه


اول مهر اولين روز مدرسه....


اولین روز دبستان بازگرد  // کودکی ها ، شاد و خندان بازگرد

باز گردای خاطرات کودکی//بر سواراسب های چوبکی

خاطرات کودکی زیباترند//یادگاران کهن مانا ترند

درس های سال اول ساده بود //آب را بابا به سارا داده بود


درس پند آموزروباه وخروس//روبه مکارودزدوچاپلوس

روزمهمانی کوکب خانم است//سفره پرازبوی نان گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود //فیل نادانی برایش موش بود

با وجود سوزوسرمای شدید//ریزعلی پیراهن ازتن می درید

تا درون نیمکت جا می شدیم//ما پرازتصمیم کبری می شدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم //یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت//دوشمان ازحلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود//برگ دفترها به رنگ کاه بود

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ//خش خش جاروی با با روی برگ

همکلاسی های من یادم کنید  // بازهم در کوچه فریادم کنید

همکلاسی های درد ورنج و کار//بچه های جامه های وصله دار

بچه های دکه ی سیگار سرد //کودکان کوچک اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود//جمع بودن بود و تفریقی نبود

کاش می شد باز کوچک می شدیم//لا اقل یک روز کودک می شدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش //یاد آن گچ ها که بودش روی دوش

ای معلم نام و هم یا دت به خیر//یاد درس آب و بابایت به خیر

ای دبستانی ترین احساس من

بازگرد این مشق ها راخط بزن

شعری به مناسبت اولین روز مدرسه

عرفان سهيلي
کاربر فعال | ۳۴۰ | ۴۹۴ | ۲۶ شهریور ۱۳۹۳
اول مهر اولين روز مدرسه....

اول مهر اولين روز مدرسه....
اول مهر اولين روز مدرسه....
اول مهر اولين روز مدرسه....
اول مهر اولين روز مدرسه....
اول مهر اولين روز مدرسه....
اول مهر اولين روز مدرسه....
اول مهر اولين روز مدرسه....







عرفان سهيلي
کاربر فعال | ۳۴۰ | ۴۹۴ | ۲۶ شهریور ۱۳۹۳

عرفان سهيلي
کاربر فعال | ۳۴۰ | ۴۹۴ | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

Eli Esmaili
کاربر فعال | ۱ | ۳ | ۲۸ شهریور ۱۳۹۳
عالى
سیمین
کاربر فعال | ۳۱۵ | ۴۰۰ | ۳۰ شهریور ۱۳۹۳
یادداشتی از تهمینه میلانی :
---------------------------------------------------------

از همین امروز ، وقتی بچه هایمان به مدرسه میروند ، به آنها بگوییم :

عزیزم ! من نمیخواهم تو بهترین باشی ، فقط میخواهم تو خوشحال و خوشبخت باشی .

اصلا مهم نیست که همیشه نمره بیست بگیری ، جای بیست میتوانی 16 بگیری اما از دوران مدرسه و کودکیت لذت ببر .

عزیزم ! از "ترین" ها پرهیز کن ، چرا که خوشبختی جایی هست که خودت را با کسی مقایسه نکنی. حتی نخواه که خوشبخت ترین باشی .بخواه که خوشبخت باشی و برای خواسته ات تلاش کن . همین .

یادمان هست که از وقتی به دنبال پسوند " ترین" رفتیم ، خوشبختی از ما گریخت ، از 75/19 لذت نبردیم چون یکی دیگر 20 شده بود .

از رانندگی با پراید و ... لذت نبردیم چون ماشین های مدل بالاتری در خیابان در حال خودنمایی بود .

از بودن کنار عشقمان لذت نبردیم چون مدرک تحصیلی و پول توی جیب او ، کمتر از بسیاری دیگر بود.

همچنین از خانه مان ، شغلمان ، درآمدمان ، از خانواده و دوستانمان .....

میخواهم بگویم تحت تاثیر آموزه های غلط ، بسیاری از ما فقط به "بهترین ، بیشترین ، بالاترین" چسبیدیم و در نتیجه تبدیل به انسانهایی افسرده و همیشه نالان شدیم....
آ  نامی ..
کاربر فعال | ۳۶۶ | ۱٫۳k | ۱ مهر ۱۳۹۳
سلام امروز برعکس انتظارم بچه ها خیلی با انرژی رفتن مدرسه
امیدوارم که همین طور روحیه شون قوی بمونه
به همه تبریک میگم روز اول مهر روز شروع مدارس
آ  نامی ..
کاربر فعال | ۳۶۶ | ۱٫۳k | ۱ مهر ۱۳۹۳
عکس ها شون رو باید از مدرسه بگیرم بگذارم
سیمین
کاربر فعال | ۳۱۵ | ۴۰۰ | ۱ مهر ۱۳۹۳
دوستان

تبریک میگم سال جدید تحصیلی رو بخصوص به معلمان و دانش آموزان عزیز

مهرتون پر مهر

پاییزتون رنگارنگ



عرفان سهيلي
کاربر فعال | ۳۴۰ | ۴۹۴ | ۱ مهر ۱۳۹۳
من هم اميدوارم همه دانش آموز ها و همه پدر مادر ها مثل امروز در كل طول سال با انگيزه و شاد باشند.


عرفان سهيلي
کاربر فعال | ۳۴۰ | ۴۹۴ | ۱ مهر ۱۳۹۳
مي تونين عكس هاي بچه ها تونو در روز اول مهر تو اين تاپيك بذارين.
هر سال كه بزرگتر ميشن . خاطراتشونو اينجوري بياد بياريم.
نگین ملکی
کاربر فعال | ۳۶۶ | ۱٫۲k | ۱ مهر ۱۳۹۳
مدرسه کلاب
عرفان سهيلي : 

مي تونين عكس هاي بچه ها تونو در روز اول مهر تو اين تاپيك بذارين.

هر سال كه بزرگتر ميشن . خاطراتشونو اينجوري بياد بياريم.
مدرسه کلاب
موافقم ، بیاید حتی عکس های بچگی خودمونم بگزاریم 
سیمین
کاربر فعال | ۳۱۵ | ۴۰۰ | ۱ مهر ۱۳۹۳
من هنوز مدرسه ای نشدم

شما عکس گل هاتونو بذارید لذت ببریم
فاطمه عسگری
کاربر فعال | ۱۸۷ | ۴۴۸ | ۱ مهر ۱۳۹۳
اول مهر اولين روز مدرسه
اول مهر اولين روز مدرسه....
فاطمه عسگری
کاربر فعال | ۱۸۷ | ۴۴۸ | ۱ مهر ۱۳۹۳
عرفان سهيلي
کاربر فعال | ۳۴۰ | ۴۹۴ | ۲ مهر ۱۳۹۳

 مدرسه دخترانه سال 1304

عکس قدیمی از مدرسه دخترانه سال 1304 -www.jazzaab.ir

 دانش اموزان و معلمان دبیرستان شرف

شرف1



image girls iran 9 عکس هنرمندان قدیمی ایران


دبیرستان فردوسی آبـــــــــادان



image girls iran 19 عکس هنرمندان قدیمی ایران


دانش آموزان دهه1350

(با هــر طـــرز تفکـــری) 


فاطمه عسگری
کاربر فعال | ۱۸۷ | ۴۴۸ | ۵ مهر ۱۳۹۳
مجري: خب...روز اول مدرسه چطور بود؟
پسرعمه: طبق معمول افتضاح!
کلاه قرمزي: آقاي مدير دو ساعت تموم مارو سر صف نگه داشت زير آفتاب شصتاد درجه واسمون سخنراني کرد!
مجري: خب چي ميگفتن؟
پسرعمه: چرت و پرت! ميگفت درس خوندن شمارو خوشبخت ميکنه!
مجري: خب راست ميگن ديگه،فقط با درس خوندن ميتونين پولدار شين
کلاه قرمزي: اتفاقاٌ پارسال هم گفته بود پول خوشبختي نمياره!
مجري: خب شما وقتي درس بخونين و يه مدرک تحصيلي خوب بگيرين ارزشتون پيش بقيه بيشتر ميشه
پسرعمه: آخه دو سال پيش هم گفته بود ارزش آدما به مدرک تحصيليشون نيس!
مجري: بالاخره مدرک لازمه
کلاه قرمزي: جالبه سه سال پيش هم گفته بود شما نبايد واس مدرک درس بخونين!
لیلا -
کاربر فعال | ۱۳۴ | ۳۱۲ | ۷ مهر ۱۳۹۳
خاطرات خواندنى سهراب از دوران دبستان (بخش دوم)
"...آن روز، سر من در کتاب بود. مثل همه‌ی بچه‌ها. ولی درس حاضر نمی‌کردم. از بر بودم:
سار از درخت پرید
آش سرد شد
... تا آخر. میان عبارات کتاب هیچ رابطه‌ای نبود. کتاب, آلبوم پریشانی از کلمات و مفاهیم بود. شبیه مغز منتقد امروز. و چنین بود همه‌ی کتاب‌های درسی ما. ولی ذهن من میان دو جمله‌ی پی در پی رابطه‌ای می‌جست. میان پریدن سار از درخت و سرد شدن آش. به شعر رابطه می‌رسید: در خانه‌ی ما, روبروی اطاق ظرف‌ها، یک درخت اقاقیا بود. اقاقیا لب آب روان بود. بهارها, گاه در سایه‌اش ناهار می‌خوردیم. و ناهار گاه آش بود. دو عبارت کتاب به هم می‌پیوست. جان می‌گرفت. عینی می‌شد: کاسه‌ی آش داغ زیر درخت اقاقیاست. سار از روی درخت می‌پرد. به هم خوردن بال‌هایش آش را خنک می‌کند.
کتاب من باز بود. چیزی نمی‌خواندم. دفترچه‌ام را روی کتاب باز کرده بودم. و نقاشی می‌کردم. درخت را تمام کرده بودم. رفتم بالای یک کوه یک تكه‌ابر نشان بدهم, داشتم یک تکه‌ابر می‌کشیدم, رسیده بودم به کوه, که باران ضربه بر سرم فرود آمد, فریاد معلم بلند بود: «کودن, همه‌ی درس‌هایت خوب است. عیب تو این است که نقاشی می‌کنی». کاش زنده بود و می‌دید هنوز این عیب را دارم. تازه، نقاشی هنر است. هنر نفی عیب است. و نمی‌توان به کسی گفت: «عیب تو این است که هنر داری». جرأت داشتم به او بگویم کودن که نمی‌تواند همه‌ی درس‌هایش خوب باشد؟"

برگرفته از نوشته هاى سهراب سپهرى - اتاق آبى - معلم نقاشى ما
سیمین
کاربر فعال | ۳۱۵ | ۴۰۰ | ۷ مهر ۱۳۹۳
مجری : تو خجالت نمیکشی معدلت 15 شده؟

پسرعمه : نه!

مجری : میدونی بچه آقای اکبری بیست شده؟

پسرعمه : میدونی آقای اکبری واس بچه ش پلی استیشن خریده؟؟

مجری : چه ربطی داره ؟

پسرعمه : هروقت شما عین آقای اکبری شدی منم عین بچه ش میشم !

مجری : خوب من اونقدر پول ندارم !

پسرعمه : منم اونقدر مخ ندارم !

مجری : یعنی اگه من برات پلی استیشن بخرم درس میخونی؟!!

پسرعمه : آدم وقتی پلی استیشن داره مگه خله بشینه درس بخونه؟!

مجری : بچه آقای اکبری که هم پلی استیشن داره هم درس میخونه !!!

پسرعمه : آها .... حالا فهمیدی این بچه خله؟؟؟؟! پس انقدر سرکوفتشو به من نزن!!!!
عرفان سهيلي
کاربر فعال | ۳۴۰ | ۴۹۴ | ۷ مهر ۱۳۹۳
مرسي جالب بود.
 

مدرسه یاب، جستجوی مدارس

در حال بارگذاری...

برای نظردهی، کلیک کنید