
مطلب آموزشی را باید از ساده به دشوار ارایه کرد:
ارایه مطلب از ساده به مشکل و به صورت متوالی باعث میشود که دانش آموزان ابتدا در یادگیری مطلب ساده به اندازه کافی موفقیت به دست آورند و این توفیق اولیه انگیزه آنها را برای یادگیریهای بیشتر افزایش دهد.
میتوان با فعال نمودن دانش آموز در هنگام تدریس و وادار ساختن به انجام کارهایی درباره درس در او انگیزه قوی ایجاد کرد.
به وضع جسمانی دانش آموزان خود و وضع ظاهری کلاس باید توجه داشت:
برای مثال باید به خاطر داشت که دانش آموزان ممکن است گاه گرسنه یا تشنه باشند.این نکته هرچند ساده به نظر میرسد اما اغلب فراموش میشود.
کلاس درس را باید از نظر ظاهری و روانی تبدیل به محیطی امن و آرام بخش نمود.
تجارب یادگیری را باید طوری تنظیم کرد که همه دانش آموزان بتوانند حد اقل برای خود قدری احترام قایل شوند برای نیل به این هدف دانش آموزان را نباید باهم مقایسه کرد باید فرصت داد تا دانش آموزان در جهت هدفهای فردی خود تلاش کنند و دانش آموزان کند آموز را از کمکهای فردی برخوردار کرد.
قدردانی از کار دانش آموز او را به انجام کوشش و دلبستگی بیشتری وادار خواهد کرد.گوشزد نمودن موقعیتهای دانش آموز در زمان حاضر او را به ادامه کار و فعالیت بیشتر وادار خواهد ساخت.طول دوره تمرین باید در حدی باشد که دانش آموز با سرعت و علاقه به تمرین اشتغال داشته باشد.قبل از بروز خستگی باید از کار دست بکشد.برقراری رابطه بین مطلب کتب موثر است.
روشن کردن انتظارات مربیان و والدین برای یاد گیرنده،انتظاراتی که مربی یا والدین از دانش آموز دارند روشن نبودن انتظارات غالبا باعث میشود که دانش آموز، بیشتر و یا کمتر از آنچه انتظار میرود به فعالیت بپردازد.دانشآموزان سعی میکنند خود را با انتظارات مربیان و والدین تطبیق دهند؛بنابراین از نظر تربیتی بسیار مهم است که ما از آنها انتظارات صحیح و در حد توانشان داشته باشیم و این انتظارات را به روشنی توضیح دهیم تا دانش آموز برداشت صحیحی از آنها داشته باشد،یعنی اشتباه دریافت نکند و اگر چیزی را اشتباه فهمید و بد عمل کرد،هرچه زودتر اقدام اصلاحی لازم را به عمل آورد.
مطلع کردن یاد گیرنده از میزان پیشرفت کارش:
بلافاصله بعد از انجام هر مرحله از کار،نتیجه را به اطلاع دانش آموز باید رساند.اگر دانش آموز بلافاصه بعد از انجام هر مرحله از نتیجه آن اطلاع پیدا کند که عمل درست یا نا درست بوده،یادگیری بهتر و سریعتر خواهد بود.دادن باز خورد به دانش آموز سبب میشود تا با آگاهی از عملکرد خود به تقویت نقاط مثبت و اصلاح نقاط منفی همت گمارد.
استفاده از علایق موجود یاد گیرنده:
مربیان و والدین میتوانند علایق موجود دانش آموز را بشناسند و از آن استفاده کنند، به این صورت که از موضوعات،دروس و فعالیتهایی که دانش آموز به آنها علاقه دارد در جهت علاقمند کردن او به فعالیتهایی که کمتر علاقه دارد استفاده نمود.
مقابله با بازدادندههای عاطفی،یا هیجانی:
عواملی هستند که موجب دلسردی و بیعلاقگی دانش آموزان به دروس و تحصیلمیشوند.اغلب این بازدارندهها یا موانع با تدریس معلم و مدرسه ارتباط دارند.یک معلم ممکن است از دانش آموز توقع زیاد داشته باشد پس از ورود خود به کلاس به هیچ دانش آموزی اجازه ورود ندهد،تکلیفهای سنگین تعیین کند،در هر جلسه زیاد درس دهد،سختگیری کند و سخت نمره دهد و گاهی تبعیض روا دارد. اینها و دهها مورد دیگر از قبیل وضع نامرتب و سرما و گرمای کلاس،نبودن وسایل بازی و امکانات تفریحی میتوانند باز دارندههایی باشند که مسایل و مشکلات بسیاری را برای دانش آموزان فراهم آورند.
انگیزش از راه سرمشقگیری:
یکی دیگر از انگیزههای نیرومند تحصیلی که موجب علاقهمندی و دلبستگی دانشآموز به درس و مدرسه میشود،سرمشق گیری است. معلم در این شیوه از فرد خاص به تمجید و تحلیل میپردازد و او را یک نمونه و سرمشق ارزشمند و قابل احترام به شمار میآورد و دانش آموزان نیز از طریق همانند سازی با آن به درس و مدرسه علاقمند میشوند. تنوع بخشیدن به روش آموزشی و تدریس در افزایش انگیزه و علاقمندی دانش آموزان به درس بسیار موثر است.
اجتناب از مقایسه اجتماعی دانش آموزان:
آنچه که امروزه بیش از هر چیز در مدارس متداول است رقابت است. دانش آموزان برای به دست آوردن نمرههای بالا،موفقیت در فعالیتهای ورزشی و حتی برای جلب توجه معلم باهم به رقابت میپردازند این رقابتها موجب میشود به مقایسه اجتماعی میان خود بپردازند که در نتیجه به جای تکلیف محوری به خود محوری میرسند.افراد خود محور کارهای دشوار را به دلیل انجام مطلوب کار،بلکه به دلیل رقابت با دیگران انجام میدهند.آنها میخواهند عملکردشان بهتر از دیگران و نه شایستهتر باشند.
اگر رقابت در مدرسه از حد لازم فراتر رود، دانش آموزان ممکن است یادگیری را هم چون وسیلهای برای رسیدن به هدف(از دیگران بهتر شدن)به حساب آورند آنها ممکن است بیشتر به نگهداری موقعیت نسبی خود در کلاس علاقمند باشند تا عملکرد واقعی خود معلمی که میخواهد دانش آموزان را به جانب تکلیف محوری سوق دهد و از خود محوری آنها بکاهد باید به ایشان کمک کند تا از مقایسه اجتماعی اجتناب کند،عملکرد کنونی دانش آموزان میباید با عملکرد پیشین آنها در کارهای مشابه و یا با معیارهای اصولی مقایسه گردد. البته رقابت نباید بهطور کلی حذف گردد، اما نباید آنقدر هم افزایش یابد که دیگر هیچ کس به بهبود کار خود نیندیشد و فقط به بهتر بودن آن از کار دیگری نظر داشته باشد.
معلم نباید رتبه دانش آموز را در مقایسه با دیگران مشخص کند،زیرا در این صورت به دانش آموز میگوید که موقعیت او نسبت به دیگران اهمیت دارد و کیفیت واقعی کار او چندان مهم نست. همینطور اگر همه دانش آموزان عملکرد ضعیفی داشته باشند فقط آن کسی که از دیگران باز هم بهتر عمل کرده است امتیاز بهتر خواهد گرفت همواره این نمره دادن است که در مدارس شایستگی دانش آموزان را تعیین کرده است.دیگر اینکه معلم نباید نمرههای دانش آموزان را در جمع اعلام کند،چرا که موجب مقایسه اجتماعی میان آنها میشود.
مجله بهداشت روان و جامعه
'گردآورنده : مدرسه کلوب